کالبد شکافی تثلیث: (قسمت سوم)

 

شورای نیقیه

 

 

دو طرف نزاع را آریوس اسقف لیبی و آتاناسیوس شاگرد الکساندر اسقف مصر تشکیل میدادند و کنستانتین[1] امپراتور روم «هدفش حفظ ثبات امپراطوریش بوده. ابتدا طی نامه­ای دو طرف نزاع را توبیخ می­کند سعى كرد بين دو طرف آشتى برقرار كند، اما موفق نشد. از نامه‏اى كه او براى دو طرف نزاع نوشته برمى‏آيد كه دغدغه او بيشتر حفظ امپراتورى بوده تا اينكه مشكل الهياتى مسيحيت را حل كند. او در بخشى از نامه خود درباره اين بحث‏ها مى‏گويد:  اينها مسائلى است كه فقط بيكارى محرك آنها است و جز براى حدت ذهن فايده‏اى ندارد.  ولی چون اقداماتش اثر نبخشید برای ثبات امپراطوریش جمعی از اسقفها را به نیقیه فراخواند. 318 نفر از آنها ، در در نيقيه  حضور یافتند آريوس بر آن بود كه تنها "پدر" موجودي ازلي است و "پسر" و "روح القدس" هر دو مخلوق هستند ولي با سايز آفريدگان تمايز دارند و به عبارتي مخلوقي كامل هستند [2]  و اين اعتقاد تمامي كليسا هاي سراسر جهان را فرا گرفته بود[3] 

آتاناسيوس از سر مخالفت با آريوس در آمد و آموزه  عيسي خدايي به شكل رسمي آن را پايه گذاري كرد.او معتقد بود چون نجات تنها كار خداست و از جانبي عيسي نجات دهنده ماست بنا بر اين عيسي بايد خدا باشد [4] مدتها ميان دانشمندان مسيحي و رهبران كليسا درمورد پذيرش نظر آريوس يا آتاناسيوس نزاع و درگيري وجود داشت, و مخالفتهای فراوانی با نمو و توسعة این عقیده که عیسی خداست صورت گرفت. کنستانتین[5] امپراتور روم «هدفش حفظ ثبات امپراطوریش بوده. ابتدا طی نامه­ای دو طرف نزاع را توبیخ می­کند و می­گوید به این­ها مسائلی است که بیکاری محرک آن است و جز برای هدت ذهن فائده­ای ندارد ولی چون نزاع بالا گرفت  برای ثبات امپراطوریش جمعي از  اسقفها را به شهر نیقیه (در تركيه امروزي در حوالي ازمير )  فراخواند. 300  اسقف ، در شوراي  نيقيه  حضور یافتند.پس از روزها بحث و گفتگو و نزاع میان دو جناح طرفدار عیسی خدایی به رهبری اتاناسیوس و جناح مخالف عیسی خدایی به رهبری آریوس اسقف لیبی, سرانجام با دخالت مستقيم كنستانتين امپراطور روم كه هيچ اطلاعات الاهياتي نداشت  ديدگاه آتاناسيوس به مثابه رأي رسمي كليسا پذيرفته شده و بنا گذاشته شد که مسیح به عنوان خدا و همذات با خدا به عنوان اقنوم دوم در کنار خدای پدر به عنوان خدا پرستش شود و کنستانتین امپراطور رم که خود هدایت مستقیم جلسات را به عهده داشت و توانست با نفوذ خود اعتقاد عیسی خدایی را تثبیت كند این امپراتور تعمید نیافته چه نقشی در شورای نیقیه ایفا کرد؟ دایرة المعارف بریتانیکا چنین نقل میکند: ((کنستانتین خود سرپرستی شورا را بعهده گرفت ، بطور فعالانه گفتگوها را هدایت کرد و شخصاً . . . اصل حساس اعتقادنامه ای را که توسط شورا به تصویب رسید و ارتباط مسیح با خدا را ، این که او (هم ذات پدر است) ، مشخص میکرد ، پیشنهاد کرد  . . . همة اسقفان به استثنای دو تن از ترس امپراتور اعتقادنامه را امضا کردند. بسیاری از آنان برخلاف میل خود این کار را کردند.)) [6]  پس از آن کنستانتین حکم حکومتی صادر کرد که مسیحیان مخالف اعتقاد نامه نیقیه از اجتماع کردن منع نمود و و عبادتگاه های آنها را توقیف کرد و جنبش مسیحی که در ابتدا خود قربانی اتهام کفر و بدعت بود اکنون خود مخالفین تثلیث را جست و جو میکرد و شمشیر قیصر را به کار میبرد تا خواسته های خود را بر آنها تحمیل کند [7].


...................................................................................................................................

[1] . کنستانتین مسیحی نبود. از قرار معلوم در اواخر زندگی تغییر کیش داد ، ولی تنها در بستر مرگ بود که تعمید یافت. ”هِنری چَدویک” دربارة او در کتاب کلیسای نوپا میگوید: ((کنستانتین ، مانند پدر خویش ، خورشید شکست ناپذیر را می پرستید؛ . . . تغییر کیش او نباید بعنوان مشاهدة درونی فیض تلقی گردد . . . این تغییر کیش فقط یک امر نظامی بود. درک او از اعتقادات مسیحی به هیچ وجه کامل نبود.)) البته بسياري از مورخين در باره تعميد آخر عمر وي نيز ترديد هايي دارند

[2] . الستر مك كراث ، در آمدي بر الاهيات مسيحي ، ترجمه عيسي ديباج، ص 365 ، انتشارات كتاب روشن

[3] . استوارت اليوت، يگانگي در تثليث ، ص 90

[4] . الستر مك كراث ، در آمدي بر الاهيات مسيحي ، ترجمه عيسي ديباج، ص  336 ، انتشارات كتاب روشن

[5] . کنستانتین مسیحی نبود. از قرار معلوم در اواخر زندگی تغییر کیش داد ، ولی تنها در بستر مرگ بود که تعمید یافت. ”هِنری چَدویک” دربارة او در کتاب کلیسای نوپا میگوید: ((کنستانتین ، مانند پدر خویش ، خورشید شکست ناپذیر را می پرستید؛ . . . تغییر کیش او نباید بعنوان مشاهدة درونی فیض تلقی گردد . . . این تغییر کیش فقط یک امر نظامی بود. درک او از اعتقادات مسیحی به هیچ وجه کامل نبود.)) البته بسياري از مورخين در باره تعميد آخر عمر وي نيز ترديد هايي دارند

[6] . دايره المعارف بريتانيكا ، مدخل كنستانتين

[7] . هاروی کاکس ، مسیحیت ، ترجمه عبد الرحیم سلیمانی اردستانی ، ص 61

 

بقیه در ادامه مطالب

ادامه نوشته

کالبد شکافی تثلیث: (قسمت دوم)

 

سیر پیدایش تثليث

 

مسیحیان اولیه هیچ اعتقادی به تثلیث نداشتند و ایشان مسیح را پیامبر خدا و برگزیده وی میدانستند ابيوني ها مسيحياني متعلق به قرون اوليه مسيحي بودند كه عيسي را صرفا يك انسان معمولي ميدانستند كه پسر مريم است. [1]

 بسیاری معتقدند پولس اولین کسی بود که اعتقاد عیسی خدایی را پایه گذاری کرد و آن را ترویج نمود تا  بتواند خدایی محسوس برای بت پرستانی که عادت به پرستش خدای محسوس داشتند درست کند اما بسياري از محققان كتاب مقدس نيز معتقدند در هیچ کدام از نامه های پولس به طور صریح سخنی از تثلیث و عیسی خدایی نیامده  شايد بتوان ترتوليانس (225.م) را نخستين الهي داني دانست كه باعث شكل گيري واژگان اصطلاحات و واژگان خاص تثليث (trinitas) شد. [2] ترتوليانس در آغاز فردي بت پرست بود كه در دهه سوم زندگي خود به مسيحيت پيوست [3]  تثليثي كه منظور ترتوليانس بود با تثليثي كه امروزه مسيحيان به آن معتقدند متفاوت است و اين آموزه در سالهاي بعد دچار تحول شد و او بين الوهيت پدر و پسر تفاوت قائل بود [4]  ولی باز بدعت ترتولیانس فراگیر نشد و سالها کشمکش بین اندیشمندان مسیحی بر سر الوهیت مسیح وجود داشت. و بسیاری از مسیحیانی بودند که مسیح را تنها برگزیده و پیامبر خدا میدانستند ولی به این دلیل که جامعه مسیحی تحت جفا قرار داشت این کشمکش ها کمتر مورد توجه قرار میگرفت تا اینکه در سال 313 .م کنستانتین امپراطور روم مسیحیان را تحت حمایت قرار داد . در این زمان بود که مناقشه بر سر الوهیت مسیح بالا گرفت و کنستانتین به خاطر یک دست کردن حکومت خود در شهر نیقیه شورایی تشکیل داد تا به این نزاع که میتوانست یک دستی حکومتش را تهدید کند خاتمه دهد

........................................................................................................................

[1] . الستر مك كراث. در امدي بر الاهيات مسيحي . ترجمه عيسي ديباج . ص 362  انتشارات كتاب روشن

[2] . الستر مك كراث ، در آمدي بر الاهيات مسيحي ، ترجمه عيسي ديباج، ص 320 ، انتشارات كتاب روشن

[3] . الستر مك كراث . در امدي بر الاهيات مسيحي . ترجمه عيسي ديباج ص 12  انتشارات كتاب روشن

[4] . استوارت اليوت ، راز تثليث ، ص91 ، انتشارات نور جهان

کالبد شکافی تثلیث: (قسمت اول)

 

تثلیث

 

آيا خداوند به صورت تثليث است ؟

آیا عقل تثلیث را میپزیرد؟

آیا در کتاب مقدس به تثلیث اشاره ای شده است؟

اعتقاد به تثلیث ریشه در کجا دارد؟

اين ها سوالاتي است كه در ذهن هر مسيحي يا هر كسي كه با مسيحيت آشنايي دارد نقش ميبندد ما به اين سوالات خواهيم پرداخت و با استفاده از منابع و متون معتبر مسيحي براي آنها پاسخي مييابيم، از همکاری شما هم در پاسخ به این سوال استقبال میکنیم.

اعتقاد به تثليث, اساس آموزه هاي مسيحيت را ساخته و راز نخستين شمرده مي شود؛ درست همانگونه كه توحيد, بنيان اعتقادي در اسلام به شمار مي آيد. مسيحيان هر كاري را با آن آغاز مي کنند. اولين چيزي که میاموزند همين است که: به نام پدر, پسر و روح القدس.

در آغاز خوردن و هنگام ورود به كليسا و نماز اين عبارت را مي خوانند. هيچ آموزه اي همچون تثليث در جان فرد مسيحي رسوخ نکرده. با اين حال , فهم آن نه تنها بسيار مشكل, بلكه غير ممكن است؛

مسیحیان بر آن هستندكه "تثليث" با حقايق برتر الهي مرتبط است و از همين رو عقل انساني را راهي براي رسيدن به آن نمي باشد. در نتيجه , تثليث به مثابه رازي سرناگشوده باقي مي ماند. آنسلم قديس (1109.م ) وقتي تلاشش در باره فهم تثليث به نتيجه نرسيد به اين گزينه روي آورد كه (fides quaerens intellectum) (( ايمان مي اورم تا بفهمم))[1]

....................................................................................................................
[1] . الستر مك كراث.  در آمدي بر الاهيات مسيحي .ترجمع عيسي ديباج ص 47  انتشارات كتاب روشن