شما چقدر در مورد دینتون میدونید ؟

من یه مسیحی بودم،و اینها سوالاتی بود که مرا مسلمان نمود،نظر شما در مورد این سوالات چیه ؟

به اطلاع عزیزان میرسانم به علت سوء استفاده برخی افراد از اسم و وب اشخاص دیگر و گذاشتن کامنت های قلابی، با هدف تخریب و ایجاد اختلاف، نظرات قبلی حذف و از این پس نظرات پس از تایید نویسنده ثبت خواهد شد، در ضمن از تمام عزیزانی که با اسم و نام وب من، با هدف تخریب اینجانب و ایجاد اختلاف برای آنها کامنت های قلابی و توهین آمیز گذاشته میشود عذر خواهی میکنم.البته این کار ایشان من را در هدفم مصمم تر نمود چون فهمیدم که کارم تاثیر گذار بوده است .
ما زنده بر آنیم که آرام نگیریم                                  موجیم که آسودگی ما عدم ماست

حقوق زن در مسیحیت

مسيحيان يا در زمره كساني هستند كه حقوق زن را برتر از مرد مي شمارند و عقده هايشان را در قالب كنوانسيون هاي فيمينيستي گشايش مي دهند ، يا در زمره كساني هستند كه مرد را برتر از زن مي دانند و چشمشان را بر ظلم ها و تحقير هايي كه به زنان وارد مي شود مي بندند.

 


 

ادامه نوشته

رفیق مسیحی

به نام خدای اسلام و مسیحیت

یه رفیق داشتم که مسیحی بود و مهربون.

الان هم دانشگاه درس میخونه و ۲۷ سال  سن داره .

تقریبا میشه گفت که از بچگی با هم بزرگ شدیم ، با اینکه مامان و بابای جفتمون با سینما رفتن ما مخالف بودن ( نمیدونم چرا ولی از همون قدیم هم اعتقاد داشتند که سینما رفتن گناه داره و هنوز هم همینو میگن )  البته بابای سیامک (همین دوستم) میگه دوران جوانیش یه بار سینما رفته و هنوز مزه اش زیر دندونشه و خب دیگه این طوریه دیگه .

کاری نداریم من و سیامک با وجود مخالفت های بابا و مامان میشه گفت علاوه بر اینکه نصف عمرمون رو توی سینمای شهرمون صرف کردیم ، نصف بیشتر سینماهای تهرون رو هم بلدیم و حداقل یه بار توشون تخمه شکستیم .

حقیقتش دیشب تا خود صبح یه ریز با این بهترین رفیق زندگیم که اون مسیحی بود و من مسلمان شده ، کلی کل کل کردیم و از جور و ناجور زندگی برا هم گفتیم ، اما ای کاش داستان به همین جا ختم میشد و این رفاقت تا ابد ادامه میداشت .

اما راستشو بخواید دلم خیلی از رفیقم گرفته و میخوام اتفاق دیشب رو برا شما بگم تا بلکی یه کم ، فقط یه کم دلم آروم بشه .

فکر کنید دو تا رفیق که جونشون رو برا هم میدن مگه میشه که یه شبه این جوری برای همیشه همدیگر رو فراموش کنن ، سیامک از همون بچگی اسمش رو خواهر من بود و همه میگفتن ...

خداییش هم سیامک یه آدم تکمیل و همچی فراهمه که خیلی هم با مرامه اما...

اما وقتی یه چیزی بخواد اتفاق بیافته میافته دیگه .

خواهر من حالا که بزرگ شده دیگه نمیخواد با سیامک ازدواج کنه یعنی حقیقتش اون دوتا همدیگر رو دوست داشتن و هیچ چیزی هم جلوشون نبود تا اینکه من و خواهرم مسلمون شدیم و بد جوری هم با اسلام گره خوردیم ولی این داستان هیچ تغییری در رفاقت من و سیامک نداد تا اینکه سیامک از خواهر من به علت اینکه دین سیامک مسیحیت بود جواب رد شنید البته نه اینکه خواهر من دیگه سیامک رو نخواد بلکه علاوه بر اینکه اونو هنوز هم دوستش داره ولی اسلام آوردن سیامک تنها شرط بله گفتن به سیامک بود که ...

راستشو بخواین یه کم حالم خوب نیست و دیگه نمیتونم ادامه بدم ، هر چند نمیدونم چی شد که تصمیم گرفتم با شما درد دل کنم ، شایدم بعدها از اینکه زندگی خصوصیم رو براتون گفتم بدجوری پشیمون بشم .  هر چند فکر کنم به این فضای باز برای اینکه فریاد بزنم و بگم خدایا از خودم و همه چی بیزارم نیاز دارم ..

راستی شاید حالا دلیل تعطیلی دو ماهه وبم رو که خیلی هم دوستش دارم فهمیده باشین

اینم تقدیم به همه اونایی که دوستشون دارم و دوستم دارن

اندوه من را از من بگیر

 

راستی کامنت ها هم برا این درد و دل بازه  و تایید نمیخواد

شروعی مجدد

با عرض سلامی دوباره و به گرمای محبتی که به این وبلاگ داشتید و باعث شد که بعد از تعطیلی ۲ ماهه آن به عشق دوستانی چون شما آن را دوباره محفلی برای گپی صمیمانه فقط گپی صمیمانه با شما در هر زمینه ای خصوصا مسیحیت و ادیان راه اندازی کنم .

اسامی برخی از شما دوستان را تنها برای تشکر از شما و زینتی برای این دفتر مینگارم عزیزانی که در همه حال محبتشان را از من دریغ نکرده و پرچم حقیقت را زمین نگذاشته اند و از همه بیشتر از انتقادات صمیمانه شما دلگرم و خوشنود هستم .

ماریا / انوش / پسر انجیل / معصومي / مازیار /  هومن  / عباس دباغیان  / سما / عبدالله  / ندای مسیح  محمد / محقق / حسام الدین /  نوید  / دودل / یک دوست  /  زخمه ارغنون  / مینا / m  / يارعلي / شاه سینا / صلیب /  هلیا  / یک عاشق / ثانیه /  مسیحی  / ریتا / مرتضی  / کتاب مقدس  / افشین شاعر هيئت مهدي جان(عج) - پروازتابیکرانها  /  مرتضی مهرورز  / خواننده خوش ذوق  / حسین  /  میکائیل  / فیلیپ   / سید محمد رضا  / طرفه  / لیدوش  / مسلمان ایرانی  / رضا   / آشنا / سارا نگین دریا / کلیساتهران /  صادق   / سابقون /  lي مولا يارت  / عاشورا /  هم ولایتی

قصد داریم شروعی

                         دوباره را با درد و دل های

                                                          شما شروع کنیم و برای همین

                                                                                                   منتظر نظرات شما هستیم

کالبد شکافی تثلیث: (قسمت پنجم)

 

بدعت های تثليثی

 

آنچه تا كنون گفتيم اعتقاد اكثريت مسيحيان است .

در اين مقاله به طور مختصر به چهار تفسير ديگر از تثليث اشاره ميكنيم كه  البته از نظر كليسا مردود اعلام شده است.

 

الف- حالت گرايي (modalism)

اين اعتقاد كه بيشتر به سابليوس در قرن سوم ميلادي نسبت داده ميشود و امروزه هم طرفداراني براي خود دارد معتقدند كه يك خدا بيشتر وجود ندارد و اين خدا در حالت هاي مختلف براي ما بروز كرده يك بار به صورت خداي پدر در نقش خالق و قانون گذار ظهور كرده كه از اين جنبه از خدا به عنوان خداي پدر نام برده ميشود و سپس همان خداي پدر جسم ميپوشد و به زمين مي آيد و به صليب كشيده ميشود و ميميرد و دو باره زنده ميشود و در نقش خداي نجات دهنده ظهور ميكند كه از اين جنبه ی او با نام خداي پسر نام برده ميشود و سپس همين خدا در نقش كسي كه تقديس ميكند و حيات جاودان ميبخشد مكشوف ميشود كه از اين جنبه از خدا را روح القدس مينامند .

بدين ترتيب ميان سه شخص تثليث جز از نظر ظاهري و زماني هيچ تفاوتي نيست و عناوين پدر ، پسر روح القدس تنها سه نام مختلف براي يك خداي هستند .

اين اعتقاد مانند همان تشبيه اشتباهي بود كه در ابتدا گفتيم كه  يك ليوان آب كه به سه صورت مايع ، جامد ، و بخار در مي آيد در حال حاضر فرقه های پنطاکیستی های یگانه گرا و کلیسای متحده پنطاکیستی طرفدار این نظریه هستند.

 

ب- اعتقاد به سه خدا ( tritheism)

برخی دیگر از مسیحیان معتقدند تثليث مشتمل بر سه وجود برابر ، مستقل ، و خود سالار است كه هر يك داراي ماهيتي الهي است مثلا شما سه انسان را در نظر بگيريد كه هر يك هويتي مستقل دارند و در عين حال هر سه بشرند  اين تمثيل  را ميتوان در انديشه هاي آباي كاپادوكيا  يافت .

ج- سلطنت گرايي ( monarchianism)

اين اعتقاد كه در ابتدا به بدعت گنوسي مشهور شد و امروزه هم در ميان برخي از مسيحان طرفداراني دارد به بدعت سلطنت گرايي مشهور است آنها هر چند كه پدر و پسر را خدا ميدانند ولي آنها را در درجه پايينتر و به عنوان خداي كوچكتر قبول دارند در حالي كه عمده مسيحيان قائل به تساوي بين سه شخصيت تثلیثي در الوهيت هستند اريجن (185- 255) نيز معتقد بود به همان مفهومي كه پدر خداست و پسر خدا نيست و ترتوليان مبتكر تثليث هم همين  آموزه را گسترش ميداد .

 

د- توحيد گرا ها (یونیتاریسم)

 

اين دكترين كه امروزه طرفداران بسياري پيدا كرده و با شدت هر چه تمام تر از طرف كليسا هاي سنتي مورد حمله قرار ميگيرد و فرقه هاي از مسيحيت مانند شاهدان يهوه پيرو اين انديشه هستند و در تاريخ مسيحيت نيز الهي داناني چون آريوس پيرو اين نظريه بودند و فرقه ابيوني هم در قرون اوليه ميلادي چنين اعتقادي داشتند .

ايشان معتقدند ما يك خداي واحد حقيقي بيش نداريم و عيسي مسيح يك انسان است البته انساني كه نظير ندارد و يك مخلوق كامل است ولی این مخلوق با مخلوقات دیگر متمایز است در عالم ازل اولین مخلوقی بوده که خداوند خلق فرموده.

 

نظم هفته

 

ماجرا اين است کم کم کميت بالا گرفت
جاي ارزش‌هاي ما را عرضه‌ي کالا گرفت
احترام «ياعلي» در ذهن بازوها شکست
دست مردي خسته شد، پاي ترازوها شکست
فرق مولاي عدالت بار ديگر چاک خورد
خطبه‌هاي آتشين متروک ماند و خاک خورد 
زير باران‌هاي جاهل سقف تقوا نم کشيد
سقف‌هاي سخت، مانند مقوا نم کشيد
با کدامين سحر از دل‌ها محبت غيب شد؟
ناجوانمردي هنر، مردانگي‌ها عيب شد؟
خانه‌ي دل‌هاي ما را عشق خالي کرد و رفت
ناگهان برق محبت اتصالي کرد و رفت
سرسراي سينه‌ها را رنگ خاموشي گرفت
صورت آيينه زنگار فراموشي گرفت
باغ‌هاي سينه‌ها از سروها خالي شدند
عشق‌ها خدمگزار پول و پوشالي شدند
از نحيفي پيکر عشق خدايي دوک شد
کله‌ي احساس‌هاي ماورايي پوک شد
آتشي بيرنگ در ديوان و دفترها زدند
مهر «باطل شد» به روي بال کفترها زدند
اندک اندک قلب‌ها با زرپرستي خو گرفت
در هواي سيم و زر گنديد و کم کم بو گرفت
غالبا قومي که از جان زرپرستي مي‌کنند
زمره‌ي بيچارگان را سرپرستي مي‌کنند
سرپرست زرپرست و زرپرست سرپرست
لنگي اين قافله تا بامداد محشر است!
از همان دست نخستين کجروي‌ها پا گرفت
روح تاجرپيشگي در کالبدها جان گرفت
کارگردانان بازي باز با ما جر زدند
پنج نوبت را به نام کاسب و تاجر زدند
چار تکبير رسا بر روح مردي خوانده شد
طفل بيداري به مکر و فوت و فن خوابانده شد
روزگار کينه‌پرور عشق را از ياد برد
باز چون سابق کلاه عاشقان را باد برد
سالکان را پاي پرتاول ز رفتن خسته شد
دست‌ پر اعجاز مردان طريقت بسته شد
سازهاي سنتي آهنگ دلسردي زدند
ناکسان بر طبل‌هاي ناجوانمردي زدند
تا هواي صاف را بال و پر کرکس گرفت
آسمان از سينه‌ها خورشيد خود را پس گرفت
رنگ ولگرد سياهي‌ها به جان‌ها خيمه زد
روح شب در جاي جاي آسمان‌ها خيمه زد
صبح را لاجرعه کابوس سياهي سرکشيد
شد سيه‌مست و براي آسمان خنجر کشيد
اين زمان شلاق بر باور حکومت مي‌کند
در بلاد شعله، خاکستر حکومت مي‌کند
تيغ آتش را دگر آن حدت موعود نيست
در بساط شعله‌ها آهي به غير از دود نيست
دود در دود و سياهي در سياهي حلقه‌ زن
گرد دل‌ها هاله‌هايي از تباهي حلقه‌ زن
اعتبار دست‌ها و پينه‌ها در مرخصي
چهرها لوح ريا، آيينه‌ها در مرخصي
از زمين خنده خار اخم بيرون مي‌زند
خنده انگار از شکاف زخم بيرون مي‌زند
طعم تلخي داير است و قندها تعطيل محض
جز به‌ندرت، دفتر لبخندها تعطيل محض
خنده‌هاي گاه گاه انگار ره گم کرده‌اند
يا که هق‌هق‌ها تقيه در تبسم کرده‌اند
منقرض گشته است نسل خنده‌هاي راستين
فصل فصل بارش اشک است و شط آستين
آنچه اين نسل مصيبت ديده را ارزاني است
پوزخند آشکار و گريه‌ي پنهاني است
گرچه غير از لحظه‌اي بر چهره‌ها پاينده نيست
پوزخند است اين شکاف بي‌تناسب، خنده نيست
مثل يک بيماري مرموز در باغ و چمن
خنده‌هاي از ته دل ريشه‌کن شد، ريشه‌کن
الغرض با ماله‌ي غم دست بنايي شگفت
ماهرانه حفره‌ي لبخندها را گل گرفت
اشک‌هاي نسل ما اما حقيقي مي‌چکند
از نگين چشم‌هاي خون، عقيقي مي‌چکند
ماجرا اين است: مردار تفرغن زنده شد
شاخه‌هاي ظاهرا خشکيده از بن زنده شد
آفتابي نامبارک نفس‌ها را زنده کرد
بار ديگر اژدهاي خشک را جنبنده کرد
قبطيان فتنه‌گر جا در بلندي کرده‌اند
ساحران با سامري‌ها گاوبندي کرده‌اند!
من ز پا افتادن گلخانه‌ها را ديده‌ام
بال ترکش‌خورده‌ي پروانه‌ها را ديده‌ام
انفجار لحظه‌ها، افتادن آوا، ز اوج
بر عصب‌هاي رها پيچيدن شلاق موج
ديده‌ام بسيار مرگ غنچه‌هاي گيج را
از کمر افتادن آلاله‌ي افليج را
در نخاع بادها ترکش فراوان ديده‌ام
گردش تابوت‌ها را در خيابان ديده‌ام
گردش تابوت‌هاي بي‌شکوه آهنين
پر ز تحقير و تنفر، خالي از هر سرنشين
در خيابان جنون، در کوچه‌ي دلواپسي
کرده‌ام ديدار با کانون گرم بي‌کسي!
ديده‌ام در فصل نفرت در بهار برگ‌ريز
کوچ تدريجي دل‌ها را به حال سينه‌خيز
سروها را ديده‌ام در فصل‌هاي مبتذل
خسته و سردرگريبان - با عصا زير بغل -
تن به مرداب مهيب خستگي‌ها داده‌اند
تکيه بر ديواري از دل‌بستگي‌ها داده‌اند
پيش چنگيز چپاول پشت را خم کرده‌اند
گوشه‌اي از خوان يغما را فراهم کرده‌اند!
ماجرا اين است، آري ماجرا تکراري است
زخم ما کهنه است اما بي‌نهايت کاري است
از شما مي‌پرسم آن شور اهورايي چه شد
بال معراج و خيال عرش‌پيمايي چه شد
پشت اين ويرانه‌هاي ذهن، شهري هست نيست؟
زهر اين دلمردگي را پادزهري هست؟ نيست
ساقه‌ي اميدها را داس نوميدي چه کرد؟
با دل پر آرزو احساس نوميدي چه کرد؟
هان کدامين فتنه دکان وفا را تخته کرد؟
در رگ ايمان ما خون صفا را لخته کرد
هان چه آمد بر سر شفافي آيينه‌ها
از چه ويران شد ضمير صافي آيينه‌ها
شور و غوغاي قيامت در نهان ما چه شد؟
اي عزيزان! «رستخيز ناگهان» ما چه شد؟
دشت دل‌هامان چرا از شور يا مولا فتاد
از چه طشت انتشار ما از آن بالا فتاد
جان تاريک من اينک مثل دريا روشن است
صبحگون از تابش خورشيد مولا روشن است
طرفه خورشيدي که سر از مشرق گل مي‌زند
بين دريا و دلم از روشني پل مي‌زند
طرفه خورشيدي که غرق شور و نورم مي‌کند
زير نور ارغواني‌ها مرورم مي‌کند
اندک اندک تا طپيدن‌هاي گرمم مي‌‌برد
در دل دريا فرو از شوق و شرمم مي‌برد
«قطره‌ي سرگشته‌ي عاشق» خطابم مي‌کند
با خطابش همجوار روح آبم مي‌کند
تيغ يادش ريشه‌ي اندوه و غم را مي‌زند
آفتاب هستي‌اش چشم عدم را مي‌زند
اينک از اعجاز او آيينه‌ي من صيقلي است
طالع از آفاق جانم آفتاب «ياعلي» است
«ياعلي» مي‌تابد و عالم منور مي‌شود
باغ دريا غرق گل‌هاي معطر مي‌شود
چشم هستي آب‌ها را جز علي مولا نديد
جز علي مولا براي نسل درياها نديد
موج نام نامي‌اش پهلو به مطلق مي‌زند
تا ابد در سينه‌ها کوس اناالحق مي‌زند
قلب من با قلب دريا همسرايي مي‌کند
ياد از آن درياي ژرف ماورايي مي‌کند
اينک اين قلب من و ذکر رساي «ياعلي»
غرش بي‌وقفه‌ي امواج، در دريا «علي»
موج‌ها را ذکر حق اين‌سو و آن‌سو مي‌کشد
پير دريا کف به لب آورده، ياهو مي‌کشد
مثل مرغان رها در اوج مي‌چرخد دلم
شادمان در خانقاه موج مي‌چرخد دلم
موج چون درويش از خود رفته‌اي کف مي‌زند
صوفي گرداب‌ها مي‌چرخد و دف مي‌زند
ناگهان شولاي روحم اغواني مي‌شود
جنگل انبوه درياها خزاني مي‌شود
کلبه‌ي شاد دلم ناگاه مي‌گردد خراب
باز ضربت مي‌خورد مولاي دريا از سراب
پيش چشمم باغ‌هاي تشنه را سر مي‌برند
شاخه‌هايي سرخ از نخلي تناور مي‌برند
خارهاي کينه قصد نوبهاران مي‌کنند
روي پل تابوت‌ها را تيرباران مي‌کنند
در مشام خاطرم عطر جنون مي‌آورند
بادهاي باستاني بوي خون مي‌آورند
صورت انديشه‌ام سيلي ز دريا مي‌خورد
آخرين برگ از کتاب آب‌ها، تا مي‌خورد

شاعر:مرحوم حسن حسينی
”فصلی از منظومه‌ی مرداب‌ها و آب‌ها”

کالبد شکافی تثلیث: (قسمت چهارم)

 

معناي تثليث

یا بهتر است بگوییم تثلیث از نگاه تثلیث

مهمترين متن اعتقادي مسيحيان در باره تثليث اعتقاد نامه نيقيه است چنانكه توضيح داديم اين اعتقاد نامه در سال 325. م در شهر نيقيه تصويب شد و در شوراي قسطنطنيه اصلاحيه اي به آن افزوده شد .

متن كامل  اعتقاد نامه نيقيه- قسطنطنيه بدين شرح است :

من ايمان دارم به خداي واحد، پدر قادر مطلق و خالق آسمان و زمين و همه چيز ديدني و ناديدني و من ايمان دارم به يك خداوند، عيسي مسيح پسر يگانه خدا، مولود جاوداني از پدر ، خدا از خدا ، نور از نور ، خداي حقيقي از خداي حقيقي ، كه مولود است نه مخلوق ، و او با پدر يك ذات است ، به وسيله او همه چيز وجود يافت و براي نجات ما از آسمان نزول كرد و به قدرت روح القدس از مريم باكره متولد شد و بشر گرديد و به خاطر ما در حكومت پلاطيوس رنج كشيد مصلوب شده و بمرد و مدفون گشت و روز سوم از مردگان برخواست كتب مقدسه را به اتمام رسانيد و به آسمان صعود نموده و به دست راست پدر نشسته است بار ديگر با جلال مي آيد تا زندگان و مردگان را داوري نمايد و سلطنت او را انتها نخواهد بود.
من ايمان دارم به روح القدس خداوند و بخشنده حيات كه از پدر و پسر  صادر ميشود و با پدر و با پسر او را عبادت و تمجيد ميبايد كرد او به وسيله انبيا تكلم كرده است.
و من ايمان دارم به كليساي جامع مقدس رسولان.
و به يك تعميد براي آمرزش گناهان معتقدم .
و قيامت مردگان و حيات عالم آينده را منتظرم .
آمين .

تثليث چه چيزي نيست!

براي توضيح عبارات فوق ابتدا نياز داريم تعاريف اشتباه از تثليث را بيان كنيم تا بتوانيم به طور دقيق تعبيري كه مسيحيان از تثليث دارند را متوجه شويم زيرا وقتي ما تعابير اشتباه را بدانيم راحت تر ميتوانيم معناي صحيح را  بيابيم.

تمثیل اشتباه مثلث

می گویند همانطور که مثلث دارای سه ضلع است تثلیث هم دارای سه ضلع است ، اما این سه ضلع مجموعا یک مثلث واحد را تشکیل می دهند ، خدا نیز از سه شخص تشکیل شده که با هم یک خدای واحد را بوجود می آورند . در وهله ی اول ، این مثال منطقی به نظر می رسد ، اما با تعریفی که از تثلیث شد ، ناسازگار است . در مثلث ، هر ضلع به خودی خود فقط یک "ضلع" است ، نه یک مثلث . اما در تثلیث ، هر شخص (پدر یا پسر یا روح القدس) به تنهایی کاملا ذات الهی دارد و با دو شخص دیگر از نظر ذات الوهی و ابدیت برابرند . در واقع ، سه مثلث داریم که روی هم یک مثلث را بوجود می آورند و این یک راز است .

تمثیل اشتباه آب

برخی دیگر نیز می گویند که يك ليوان آب ، می تواند به سه صورت ظاهر شود ، به صورت آب ، به صورت بخار ، و به صورت یخ . اما در هر سه صورت ، همان یک مولکول وجود دارد . و می گویند خدا نیز طبق صلاحدید خود ، خود را به صورت های مختلف نشان می دهد . این تمثیل نیز نادرست است ، زیرا در اینجا یک آب واحد داریم که "بر حسب شرایط محیطی" به صورت های مختلف ظاهر می شود . آب می تواند تبدیل به بخار یا یخ شود ، یخ و بخار نیز همینطور . اما در تثلیث ، پدر هیچگاه به صورت پسر ظاهر نمی شود ، و روح القدس نیز به همین شکل . این سه شخص هیچگاه تبدیل به یکدیگر نمی شوند . در ضمن ، خدا "بر حسب شرایط" هیچگاه تغییر شکل و صورت نمیدهد و سه شخص الوهی در تثلیث همواره هویت ذاتی خود را حفظ می کنند .

پس تثلیث چیست؟؟؟

                                                             حتما ادامه مطلب

ادامه نوشته

مسيح چه كسي را عبادت ميكرد

 
روزی در مجمع دانشمندان مسلمان و مسیحی دانشمندی مسلمان گفت: مسیح همه کارهایش نیکو بود به جز یک کار؟ اخلاقش! منشش! محبتش! همه خوب و خوب اما فقط در عبادت خدا کاهلی میکرد و زیاد اهل عبادت نبود! دانشمندان مسیحی سخت بر آشفتند و عصبانی شدند: که خیر مسیح در عبادت خداوند بهترین خلق بود و گفتند: در جای جای کتاب مقدس آمده است که مسیح خالصانه عبادت پروردگارش را مینموده
و مجلس بحث شلوغ شد و هر یکی از کشیشان مسیحی نمونه هایی از دعا و عبادت مسیح را تند و تند ذکر میکردند ناگهان همان دانشمند مسلمان یک سوال مطرح کرد اگر مسیح این همه عبادت و خضوع و خشوع میکرده این عبادت ها را برای چه کسی انجام میداده ؟
خدا ؟ یا خودش؟ و اگر مسیح خدا بوده آیا میشود گفت خدا خودش را عبادت میکرده؟

نظم هفته

به احترام پاسداشت روز مادر

مادر

مادر به پاس زحمت توجان کنم فدا

مادربه خاک پای تواست سجده ام روا

مادرتوآن ستاره زیبا آسمان

هستی توماه درخشنده درفضا

رخت مرابه سوزن مژگان بدوختی

تارش بودی زریشه قلب به تن مرا

ترسم اگرستاره بختم غروب کند

بعداز تو مادر ندهد کس مرا پنا

 

کالبد شکافی تثلیث: (قسمت سوم)

 

شورای نیقیه

 

 

دو طرف نزاع را آریوس اسقف لیبی و آتاناسیوس شاگرد الکساندر اسقف مصر تشکیل میدادند و کنستانتین[1] امپراتور روم «هدفش حفظ ثبات امپراطوریش بوده. ابتدا طی نامه­ای دو طرف نزاع را توبیخ می­کند سعى كرد بين دو طرف آشتى برقرار كند، اما موفق نشد. از نامه‏اى كه او براى دو طرف نزاع نوشته برمى‏آيد كه دغدغه او بيشتر حفظ امپراتورى بوده تا اينكه مشكل الهياتى مسيحيت را حل كند. او در بخشى از نامه خود درباره اين بحث‏ها مى‏گويد:  اينها مسائلى است كه فقط بيكارى محرك آنها است و جز براى حدت ذهن فايده‏اى ندارد.  ولی چون اقداماتش اثر نبخشید برای ثبات امپراطوریش جمعی از اسقفها را به نیقیه فراخواند. 318 نفر از آنها ، در در نيقيه  حضور یافتند آريوس بر آن بود كه تنها "پدر" موجودي ازلي است و "پسر" و "روح القدس" هر دو مخلوق هستند ولي با سايز آفريدگان تمايز دارند و به عبارتي مخلوقي كامل هستند [2]  و اين اعتقاد تمامي كليسا هاي سراسر جهان را فرا گرفته بود[3] 

آتاناسيوس از سر مخالفت با آريوس در آمد و آموزه  عيسي خدايي به شكل رسمي آن را پايه گذاري كرد.او معتقد بود چون نجات تنها كار خداست و از جانبي عيسي نجات دهنده ماست بنا بر اين عيسي بايد خدا باشد [4] مدتها ميان دانشمندان مسيحي و رهبران كليسا درمورد پذيرش نظر آريوس يا آتاناسيوس نزاع و درگيري وجود داشت, و مخالفتهای فراوانی با نمو و توسعة این عقیده که عیسی خداست صورت گرفت. کنستانتین[5] امپراتور روم «هدفش حفظ ثبات امپراطوریش بوده. ابتدا طی نامه­ای دو طرف نزاع را توبیخ می­کند و می­گوید به این­ها مسائلی است که بیکاری محرک آن است و جز برای هدت ذهن فائده­ای ندارد ولی چون نزاع بالا گرفت  برای ثبات امپراطوریش جمعي از  اسقفها را به شهر نیقیه (در تركيه امروزي در حوالي ازمير )  فراخواند. 300  اسقف ، در شوراي  نيقيه  حضور یافتند.پس از روزها بحث و گفتگو و نزاع میان دو جناح طرفدار عیسی خدایی به رهبری اتاناسیوس و جناح مخالف عیسی خدایی به رهبری آریوس اسقف لیبی, سرانجام با دخالت مستقيم كنستانتين امپراطور روم كه هيچ اطلاعات الاهياتي نداشت  ديدگاه آتاناسيوس به مثابه رأي رسمي كليسا پذيرفته شده و بنا گذاشته شد که مسیح به عنوان خدا و همذات با خدا به عنوان اقنوم دوم در کنار خدای پدر به عنوان خدا پرستش شود و کنستانتین امپراطور رم که خود هدایت مستقیم جلسات را به عهده داشت و توانست با نفوذ خود اعتقاد عیسی خدایی را تثبیت كند این امپراتور تعمید نیافته چه نقشی در شورای نیقیه ایفا کرد؟ دایرة المعارف بریتانیکا چنین نقل میکند: ((کنستانتین خود سرپرستی شورا را بعهده گرفت ، بطور فعالانه گفتگوها را هدایت کرد و شخصاً . . . اصل حساس اعتقادنامه ای را که توسط شورا به تصویب رسید و ارتباط مسیح با خدا را ، این که او (هم ذات پدر است) ، مشخص میکرد ، پیشنهاد کرد  . . . همة اسقفان به استثنای دو تن از ترس امپراتور اعتقادنامه را امضا کردند. بسیاری از آنان برخلاف میل خود این کار را کردند.)) [6]  پس از آن کنستانتین حکم حکومتی صادر کرد که مسیحیان مخالف اعتقاد نامه نیقیه از اجتماع کردن منع نمود و و عبادتگاه های آنها را توقیف کرد و جنبش مسیحی که در ابتدا خود قربانی اتهام کفر و بدعت بود اکنون خود مخالفین تثلیث را جست و جو میکرد و شمشیر قیصر را به کار میبرد تا خواسته های خود را بر آنها تحمیل کند [7].


...................................................................................................................................

[1] . کنستانتین مسیحی نبود. از قرار معلوم در اواخر زندگی تغییر کیش داد ، ولی تنها در بستر مرگ بود که تعمید یافت. ”هِنری چَدویک” دربارة او در کتاب کلیسای نوپا میگوید: ((کنستانتین ، مانند پدر خویش ، خورشید شکست ناپذیر را می پرستید؛ . . . تغییر کیش او نباید بعنوان مشاهدة درونی فیض تلقی گردد . . . این تغییر کیش فقط یک امر نظامی بود. درک او از اعتقادات مسیحی به هیچ وجه کامل نبود.)) البته بسياري از مورخين در باره تعميد آخر عمر وي نيز ترديد هايي دارند

[2] . الستر مك كراث ، در آمدي بر الاهيات مسيحي ، ترجمه عيسي ديباج، ص 365 ، انتشارات كتاب روشن

[3] . استوارت اليوت، يگانگي در تثليث ، ص 90

[4] . الستر مك كراث ، در آمدي بر الاهيات مسيحي ، ترجمه عيسي ديباج، ص  336 ، انتشارات كتاب روشن

[5] . کنستانتین مسیحی نبود. از قرار معلوم در اواخر زندگی تغییر کیش داد ، ولی تنها در بستر مرگ بود که تعمید یافت. ”هِنری چَدویک” دربارة او در کتاب کلیسای نوپا میگوید: ((کنستانتین ، مانند پدر خویش ، خورشید شکست ناپذیر را می پرستید؛ . . . تغییر کیش او نباید بعنوان مشاهدة درونی فیض تلقی گردد . . . این تغییر کیش فقط یک امر نظامی بود. درک او از اعتقادات مسیحی به هیچ وجه کامل نبود.)) البته بسياري از مورخين در باره تعميد آخر عمر وي نيز ترديد هايي دارند

[6] . دايره المعارف بريتانيكا ، مدخل كنستانتين

[7] . هاروی کاکس ، مسیحیت ، ترجمه عبد الرحیم سلیمانی اردستانی ، ص 61

 

بقیه در ادامه مطالب

ادامه نوشته

کالبد شکافی تثلیث: (قسمت دوم)

 

سیر پیدایش تثليث

 

مسیحیان اولیه هیچ اعتقادی به تثلیث نداشتند و ایشان مسیح را پیامبر خدا و برگزیده وی میدانستند ابيوني ها مسيحياني متعلق به قرون اوليه مسيحي بودند كه عيسي را صرفا يك انسان معمولي ميدانستند كه پسر مريم است. [1]

 بسیاری معتقدند پولس اولین کسی بود که اعتقاد عیسی خدایی را پایه گذاری کرد و آن را ترویج نمود تا  بتواند خدایی محسوس برای بت پرستانی که عادت به پرستش خدای محسوس داشتند درست کند اما بسياري از محققان كتاب مقدس نيز معتقدند در هیچ کدام از نامه های پولس به طور صریح سخنی از تثلیث و عیسی خدایی نیامده  شايد بتوان ترتوليانس (225.م) را نخستين الهي داني دانست كه باعث شكل گيري واژگان اصطلاحات و واژگان خاص تثليث (trinitas) شد. [2] ترتوليانس در آغاز فردي بت پرست بود كه در دهه سوم زندگي خود به مسيحيت پيوست [3]  تثليثي كه منظور ترتوليانس بود با تثليثي كه امروزه مسيحيان به آن معتقدند متفاوت است و اين آموزه در سالهاي بعد دچار تحول شد و او بين الوهيت پدر و پسر تفاوت قائل بود [4]  ولی باز بدعت ترتولیانس فراگیر نشد و سالها کشمکش بین اندیشمندان مسیحی بر سر الوهیت مسیح وجود داشت. و بسیاری از مسیحیانی بودند که مسیح را تنها برگزیده و پیامبر خدا میدانستند ولی به این دلیل که جامعه مسیحی تحت جفا قرار داشت این کشمکش ها کمتر مورد توجه قرار میگرفت تا اینکه در سال 313 .م کنستانتین امپراطور روم مسیحیان را تحت حمایت قرار داد . در این زمان بود که مناقشه بر سر الوهیت مسیح بالا گرفت و کنستانتین به خاطر یک دست کردن حکومت خود در شهر نیقیه شورایی تشکیل داد تا به این نزاع که میتوانست یک دستی حکومتش را تهدید کند خاتمه دهد

........................................................................................................................

[1] . الستر مك كراث. در امدي بر الاهيات مسيحي . ترجمه عيسي ديباج . ص 362  انتشارات كتاب روشن

[2] . الستر مك كراث ، در آمدي بر الاهيات مسيحي ، ترجمه عيسي ديباج، ص 320 ، انتشارات كتاب روشن

[3] . الستر مك كراث . در امدي بر الاهيات مسيحي . ترجمه عيسي ديباج ص 12  انتشارات كتاب روشن

[4] . استوارت اليوت ، راز تثليث ، ص91 ، انتشارات نور جهان

کالبد شکافی تثلیث: (قسمت اول)

 

تثلیث

 

آيا خداوند به صورت تثليث است ؟

آیا عقل تثلیث را میپزیرد؟

آیا در کتاب مقدس به تثلیث اشاره ای شده است؟

اعتقاد به تثلیث ریشه در کجا دارد؟

اين ها سوالاتي است كه در ذهن هر مسيحي يا هر كسي كه با مسيحيت آشنايي دارد نقش ميبندد ما به اين سوالات خواهيم پرداخت و با استفاده از منابع و متون معتبر مسيحي براي آنها پاسخي مييابيم، از همکاری شما هم در پاسخ به این سوال استقبال میکنیم.

اعتقاد به تثليث, اساس آموزه هاي مسيحيت را ساخته و راز نخستين شمرده مي شود؛ درست همانگونه كه توحيد, بنيان اعتقادي در اسلام به شمار مي آيد. مسيحيان هر كاري را با آن آغاز مي کنند. اولين چيزي که میاموزند همين است که: به نام پدر, پسر و روح القدس.

در آغاز خوردن و هنگام ورود به كليسا و نماز اين عبارت را مي خوانند. هيچ آموزه اي همچون تثليث در جان فرد مسيحي رسوخ نکرده. با اين حال , فهم آن نه تنها بسيار مشكل, بلكه غير ممكن است؛

مسیحیان بر آن هستندكه "تثليث" با حقايق برتر الهي مرتبط است و از همين رو عقل انساني را راهي براي رسيدن به آن نمي باشد. در نتيجه , تثليث به مثابه رازي سرناگشوده باقي مي ماند. آنسلم قديس (1109.م ) وقتي تلاشش در باره فهم تثليث به نتيجه نرسيد به اين گزينه روي آورد كه (fides quaerens intellectum) (( ايمان مي اورم تا بفهمم))[1]

....................................................................................................................
[1] . الستر مك كراث.  در آمدي بر الاهيات مسيحي .ترجمع عيسي ديباج ص 47  انتشارات كتاب روشن

ثبت سایت در 150 موتور جستجو گر

کسانی که مایلند وب آنها در ۱۵۰موتور جستجو گر ثبت شود به هر کدام از لینکهای زیر که مایلند مراجعه نمایند

لینک غیر مستقیم

لینک مستقیم

پاپ درقبال جنايات اسراييل موضع صريح خود را اعلام کند

عضو کميته مرکزي شوراي جهاني کليساها از پاپ بنديکت شانزدهم رهبر کاتوليک هاي جهان خواست موضع صريحي در قبال جنايات رژيم اسراييل عليه ملت فلسطين اتخاذ کند.

"عوده قواس" در مصاحبه با شبکه خبري "العالم" از امان پايتخت اردن، اظهار داشت: سفر پاپ به منطقه و از جمله سرزمين هاي اشغالي در حالي صورت مي گيرد که به دنبال انتخابات اخير رژيم صهيونيستي کابينه اي راستگرا،تندرو و مخالف همه قطعنامه هاي بين المللي دراين رژيم روي کار آمده است.

وي تاکيد کرد اين سفر بدون اينکه واتيکان موضع خود را در قبال کابينه جديد رژيم صهيونيستي مشخص کند؛ در حال انجام است از اين رو جنبه سياسي دارد.

قواس اظهار داشت: سفر پاپ به شهرهاي قدس و بيت لحم و عبور وي از درهاي ديوار حايل در کرانه باختري و بي اعتنايي به اين مساله، برداشت هاي بدي به جهان منتقل مي کند.

اين در حالي است که رژيم صهيونيستي درحال ساخت ديواري در کرانه باختري رود اردن است که شهرها و روستاهاي فلسطيني را از يکديگر جدا مي کند وميان فلسطيني ها فاصله مي اندازد و مقادير فراوان ديگري از زمين هاي آنها

حتما به ادامه مطالب مراجعه نمایید

ادامه نوشته

نسل کشی های کتاب مقدس

از این که این پست را میگذارم اصلا خوشحال نیستم اما چاره ایی نیست

این پست برای محمد جان و ماریای عزیز + کسانی که یا خوابند یا خودشان را به خواب زده اند

ما که معتقدیم کتاب مقدس مورد تحریف واقع شده اما شما مسیحی ها که معتقدید این گونه نیست پس خوب چشمانتان را باز کنید

اینهایی که براتون مینویسم صریح کتاب مقدس است

نسل کشی

نسل کشی های کتاب مقدس

1- اما از شهرهای این امت هایی که یَهُوه، خدایت، تو را به ملکیت می دهد، هیچ ذی نفس را زنده مگذار. بلکه ایشان را، ....، بالکل هلاک ساز. (تثنیه : 16:20)

2- موسی(ع) تمام مردان و کودکان و زنان غیرباکره را می کشد و دختران باکره را نگه می دارد.

3- و با مدیان به طوری كه یَهُوَه موسی را امر فرموده بود جنگ كرده همة ذكوران را كشتند.

4- و بنی‌اسرائیل زنان مدیان و اطفال ایشان را به اسیری بردند و جمیع بهایم و جمیع مواشی ایشان و همة املاك ایشان را غارت كردند. 10 و تمامی شهرها و مساكن و قلعه‌های ایشان را به آتش سوزانیدند. 11

5- و موسی بر رؤسای لشكر یعنی سرداران هزاره‌ها و سرداران صدها كه از خدمت جنگ باز آمده بودند‌غضبناك شد. 15 و موسی به ایشان گفت: “آیا همة زنان را زنده نگاه داشتید؟ 16

6- پس الآن هر ذكوری از اطفال را بكشید و هر زنی را كه مرد را شناخته با او همبستر شده باشد بكشید. 18 و از زنان هر دختری را كه مرد را نشناخته و با او همبستر نشده برای خود زنده نگاه دارید.

7- و از انسان از زنانی كه مرد را نشناخته بودند سی و دو هزار نفر بودند. (اعداد : 31 / 1 ـ )

8- و یَهُوَه خدای ما او را به دست ما تسلیم نموده او را با پسرانش و جمیع قومش زدیم. 34 و تمامی شهرهای او را در آنوقت گرفته مردان و زنان و اطفال هر شهر را هلاك كردیم كه یكی را باقی نگذاشتیم. (سفر تثنیه، 2: 32-37. )

9- پس یَهُوَه خدای ما عوج ملك باشان را نیز و تمامی قومش را به دست ما تسلیم نموده او را به حدی شكست دادیم كه احدی از برای وی باقی نماند. 4 و در آنوقت همة شهرهایش را گرفتیم و شهری نماند كه از ایشان نگرفتیم یعنی شصت شهر و تمامی مرزبوم اَرجوب كه مملكت عوج در باشان بود. 5 جمیع اینها شهرهای حصاردار با دیوارهای بلند و دروازهها و پشتبندها بود سوای قُرای بیحصارِ بسیار كثیر. 6 و آنها را بالكلّ هلاك كردیم . (تثنیه : 3 / 3 ـ 7)

10- هر شهر را با مردان و زنان و اطفال هلاك ساختیم. 7 و تمامی بهایم و غنیمت شهرها را برای خود به غارت بردیم. (تثنیه : 3 / 3 ـ 7).

11- و دختر هر كاهنی كه خود را به فاحشگی بیعصمت ساخته باشد، پدر خود را بیعصمت كرده است به آتش سوخته شود. ( لاویان 21:9)

12- اگر شخصی دختر خود را به کنیزی بفروشد باید در سال هفتم آزاد كند . (سفر خروج ۲۱ : ۷)

13- و نیز مرد بجهت زن آفریده نشد بلکه زن برای مرد . ( قرنتیان 11 : 9)

 14-  زیرا که مرد را نباید سر خود را بپوشد چونکه او صورت و جلال خداست  اما زن جلال مرد است ! »               (رساله ی پولس به قرنتیان 11 : 7)

15-  شوهر سر زن است چنانکه مسیح نیز سر کلیسا.( افسسیان 5 :۲۳)

 16- زیرا که مرد را نباید سر خود را بپوشد چونکه او صورت و جلال خداست  اما زن جلال مرد است ! . (رساله ی پولس به قرنتیان 11 : 7)

نسل کشینسل کشی

شمایی که اسلام را متهم به هزارن گناه میکنید و کج فهمی های خود را عقاید یقینی میدانید اینها صریح کتاب مقدس است. اگر کتاب مقدس تحریف نشده پس اینها چیستند شماییکه که چشمانتان را بسته ایید و دین مسیحیت تحریف شده امروز را که جز ضلالت نیست فقط به عنوان راهی برای گریز از فساد و فحشاهای خود و اربابان خود انتخاب کرده اید.

همه چیز در مورد سه‌ فرقه مسیحیت‌ : ارتدوکس‌، کاتولیک‌ و پروتستان

سه‌ شاخة‌ مسیحیت‌ ارتدوکس‌، کاتولیک‌ و پروتستان چگونه به وجود آمدند ؟

مسیحیت‌ به‌ سه‌ فرقة‌ بزرگ‌: کاتولیک‌، ارتدکس‌ و پروتستان‌، و نیز فرقه‌های‌ کوچک‌تری‌ تقسیم‌ شده‌ که‌ اولین‌ تجزیة‌ آن‌ تشکیل‌ کلیسای‌ ارتدکس‌ است‌ .

آغاز و عوامل‌ انشقاق‌ : در آغاز که‌ کلیسا به‌ دو بخش‌ ارتدوکس‌ و کاتولیک‌ تقسیم‌ شد، به‌ دو جهت‌ بود:

الف‌ ـ عامل‌ سیاسی‌ ـ اجتماعی‌، به‌ نوشتة‌ جان‌ ناس‌:

اثر مستقیم‌ فتوحات‌ مسلمانان‌ یک‌ نتیجة‌ عمده‌ به‌ بار آورد؛ یعنی‌ کلیسا را به‌ دو قسمت‌ تجزیه‌ کرد.

امپراتور لئو سوم‌، در قسطنطنیه‌، پس‌ از آن‌ که‌ لشکر مجاهدین‌ عرب‌ را در کنار بوسفور شکست‌ فاحش‌ داد، برای‌ جلوگیری‌ از خطر نفوذ تعالیم‌ اسلام‌ به‌ بعضی‌ اصطلاحات‌ مذهبی‌ مصمم‌ شد و از این‌ سبب‌ پاپ‌ گرگوریوس‌ دوم‌ را ناراضی‌ ساخت‌ .

امپراتور ملاحظه‌ نمود

حتما برای مطالعه داستان این سه فرقه به ادامه مطالب بروید

ادامه نوشته

عهد جديد و تثليث

 

در انجيل آياتي وجود دارد كه به صراحت تثليث را نفي ميكند:

۱- بدرستي به شما مي گويم كه پسر هيچ كاري را از پيش خود نمي تواند بكند مگر اينكه ببيند پدر آن را انجام داده است.
۲- و هنگامي كه خضوع همه اشياء براي پسر تمام شد خود پسر خضوع خواهد كرد براي كسي كه همه چيز براي او خضوع ميكنند بخاطر اينكه خدا همه اشياء در همه اشياء باشد.
۳- در حالی که خدا نباید برای هیچ کسی خاضع شود
۴- مسيح به آنها جواب داد و گفت براستي مي گويم که پسر قدرت بر انجام کاري را از پيش خود ندارد مگر اينکه ببيند که پدر آنرا انجام داده است چرا که هر وقت او کاري را انجام دهد همان را پسر انجام مي دهد
۵- اما آن روز و آن ساعت را احدي نمي داند حتي ملائکه آسمان و پسر مگر پدر که او ميداند 
۶- كلامي را كه ميشنويد مال من نيست بلكه متعلق به پدري است كه مرا فرستاده است
۷- مسيح به آنها جواب داد و گفت تعاليم من از من نيست بلکه از از طرف کسي است که مرا فرستاده .
 
..........................................

مطلب آینده

همه چیز در مورد سه‌ فرقه مسیحیت‌ : ارتدوکس‌، کاتولیک‌ و پروتستان

عهد عتيق به صراحت تثليث را نفي ميكند

اياتي در عهد عتيق وجود دارد كه به صراحت تثليث را نفي ميكند :

۱- ای اسرائیل بشنو: یَهوِه خدای ما یَهوِة واحد است. (تثنیه 6: 4)

2- مگرنه من, كه خداوند ازلي و ابدي هستم. ( اشعيا 41 :4)
 
۳- من هستم یَهُوَه خدای تو . . . ترا خدایان دیگر غیر از من نباشد. (خروج 20: 2 ، 3)
 
۴- من یَهُوَه هستم و دیگری نیست و غیر از من خدائی نی. (اشعیا 45: 5)
 
۵- تو که اسمت یَهُوَه میباشد ، بتنهایی بر تمامی زمین متعال هستی.( مزمور 83: 18 )
 
...........................................................
مطلب آینده:
عهد جديد و نفی تثليث

نظم هفته

مَن عَلَّمَنِي حَرفاً فَقَد سَيَّرَنِي عَبدَاً 

 هركس يك كلمه به من بياموزد 

مرا بنده ي خويش كرد ه است

 

مي توان در سايه آموختن                            گنج عشق  جاودان اندوختن

اول از استاد، ياد آموختيم                          پس، سويداي سواد  آموختيم

از پدر گر قالب تن يافتيم                         از معلم جان روشن يافتيم

اي معلم چون کنم توصيف تو                     چون خدا مشکل توان تعريف تو

اي تو کشتي نجات روح ما                          اي به طوفان جهالت نوح  ما

يک پدر بخشنده آب و گل است                  يک پدر روشنگر جان و دل است

ليک اگر پرسي کدامين برترين                آنکه دين آموزد و علم  يقين

                                                                     مرحوم استاد حسين شهريار

تثلیث ، پاشنه آشیل و مهمترین آموزه مسیحیت ، در اوج تزلزل

اعتقاد به تثليث, اساس آموزه هاي مسيحيت را ساخته و راز نخستين شمرده مي شود؛ درست همانگونه كه توحيد, بنيان اعتقادي در اسلام به شمار مي آيد. مسيحيان هر كاري را با آن آغاز مي کنند. اولين چيزي که میاموزند همين است که: به نام پدر, پسر و روح القدس.
بايد بگويم  كه بر خلاف تصور رايج از آموزه تثليث, مسيحيان به سه خدا اعتقاد ندارند؛ بلكه آنها به خداي يگانه اي ايمان دارند كه از سه شخصیت برخوردار است: پدر و پسر و روح القدس.
باقی در ادامه مطالب
ادامه نوشته

مسیحیت امروز , تحریف یا واقعیت

ببینید در دین اسلام که کامل ترین دینهاست , خداوند تا آنجا که فهم بشر اجازه داده خودش را به ما شناسانده و خصوصیاتش را مکررا برای ما توضیح داده,که مثلا واحد است ,فرزندی ندارد و بسیاری خصوصیات دیگر که همه را به صراحت در قرآن و به وسیله فرستادگانش به ما گفته, و این نشانه حقانیت این دین است .
اما دین مسیحیت که در زمان خودش صحیح ترین دین بوده, و آموزه های آن خالی از شرک و خرافه بوده , بعد از عروج حضرت مسیح (ع)مورد تحریف قرار گرفته و ابزاری برای سوء استفاده قرار گرفت از جمله این تحریفات تثلیث است که چون بدعتی در کتاب مقدس است نوشته هایی به صراحت در مورد آن وجود ندارد ،و حتی در زمان پیدایش این نظریه (دقت داشته باشید نظریه) و مخترع این نظریه اختلاف وجود دارد.

این مطلب را آقا احسان برای ما فرستاده

نظم هفته

 بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک،
شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید،
برگهای سبز بید،
عطر نرگس ، رقص باد،
نغمة شوق پرستوهای شاد،
خلوت گرم کبوترهای مست ...
نرم نرمک می‌رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار!

خوش به حال چشمه‌ها و دشتها،
خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها،
خوش به حال غنچه‌های نیمه باز،
خوش به حال دختر میخک ـ که می‌خندد به ناز ـ ،
خوش به حال آفتاب.

ای دل من، گرچه ـ در این روزگار ـ
جامة رنگین نمی‌پوشی به کام،
بادة رنگین نمی‌بینی به جام،
نقل و سبزه در میان سفره نیست،
جامت ـ از آن می که می‌باید ـ تهی است،
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم!
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب!

ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشة غم را به سنگ؛
هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ!

آیا انجیل تحریف شده است ؟

 

انجیل نام کتابی است که بر حضرت مسیح (ع) نازل شده است , ولی انجیلی که کلام خدا وکتاب حضرت عیسی (ع) بود, از میان رفته است . به اعتقاد خود مسیحیان انجیل های کنونی که به نام های متی ,مرقس ,لوقا و یوحنا است، بعد از حضرت عیسی (ع) تدوین شده است و حضرت عیسی (ع) کتاب آسمانی از خود به یادگار نگذاشته است .
امام رضا(ع) در یک مناظره با جاثلیق به او فرمود: چنان چه شما انجیل اصلی را پس از گم کردن یافته اید, پس چرا درباره انجیل های فعلی اختلاف نظر دارید؟

حتما به ادامه مطالب مراجعه نمایید

ادامه نوشته

آیا مسیحیت راهی آسان برای رسیدن به کمال و قرب الهی است؟

 

در ابتدا پرسش بسیار عجیب می نماید که چگونه می تواند دینی که نسبت به آئین پس از خود ناقص است، در رساندن انسان به کمال و قرب الهی که هدف اساسی ادیان است، موفق تر و آسان تر باشد؟ اما هنگامی که انسان با تبلیغات مسیحیان و به آموزه ها و احکام مسیحیت برخورد می نماید، هدف از این گفته را متوجه می شود که چرا چنین بیان می شود.
در دین مسیحیت فعلی ما با احکام و تکالیف چندانی برخورد نمی کنیم، همه چیز در آن به آسانی حل می شود و با تسامح و تساهل از کنار هر چیزی می گذرد اما آیا مسیحیت واقعی چنین است؟ آیا آن چه را که حضرت عیسی به پیروان خود گفته بود، این است که شما بدون سعی و تلاش می توانید به کمال و قرب الهی برسید؟ ایا برخلاف حکم الهی در قرآن سخن گفته است که می فرماید: "لیس للانسان الا ما سعی .  بقیه در ادامه مطالب 

 

ادامه نوشته

تثلیث ، پاشنه آشیل مسیحیت

اگه یه بچه مسلمان از یه مسیحی بپرسه که چقدر توی کتاب مقدس شما مسیحی ها  از اصول اعتقاداتتون بحث شده چی میگین ؟

دقیق تر بگم یعنی بپرسه که در کتاب مقدس چه مقدار به صراحت  از تثلیث بحث شده و کتاب مقدس اون رو برای پیروان خودش روشن کرده ؟