کالبد شکافی تثلیث: (قسمت پنجم)

 

بدعت های تثليثی

 

آنچه تا كنون گفتيم اعتقاد اكثريت مسيحيان است .

در اين مقاله به طور مختصر به چهار تفسير ديگر از تثليث اشاره ميكنيم كه  البته از نظر كليسا مردود اعلام شده است.

 

الف- حالت گرايي (modalism)

اين اعتقاد كه بيشتر به سابليوس در قرن سوم ميلادي نسبت داده ميشود و امروزه هم طرفداراني براي خود دارد معتقدند كه يك خدا بيشتر وجود ندارد و اين خدا در حالت هاي مختلف براي ما بروز كرده يك بار به صورت خداي پدر در نقش خالق و قانون گذار ظهور كرده كه از اين جنبه از خدا به عنوان خداي پدر نام برده ميشود و سپس همان خداي پدر جسم ميپوشد و به زمين مي آيد و به صليب كشيده ميشود و ميميرد و دو باره زنده ميشود و در نقش خداي نجات دهنده ظهور ميكند كه از اين جنبه ی او با نام خداي پسر نام برده ميشود و سپس همين خدا در نقش كسي كه تقديس ميكند و حيات جاودان ميبخشد مكشوف ميشود كه از اين جنبه از خدا را روح القدس مينامند .

بدين ترتيب ميان سه شخص تثليث جز از نظر ظاهري و زماني هيچ تفاوتي نيست و عناوين پدر ، پسر روح القدس تنها سه نام مختلف براي يك خداي هستند .

اين اعتقاد مانند همان تشبيه اشتباهي بود كه در ابتدا گفتيم كه  يك ليوان آب كه به سه صورت مايع ، جامد ، و بخار در مي آيد در حال حاضر فرقه های پنطاکیستی های یگانه گرا و کلیسای متحده پنطاکیستی طرفدار این نظریه هستند.

 

ب- اعتقاد به سه خدا ( tritheism)

برخی دیگر از مسیحیان معتقدند تثليث مشتمل بر سه وجود برابر ، مستقل ، و خود سالار است كه هر يك داراي ماهيتي الهي است مثلا شما سه انسان را در نظر بگيريد كه هر يك هويتي مستقل دارند و در عين حال هر سه بشرند  اين تمثيل  را ميتوان در انديشه هاي آباي كاپادوكيا  يافت .

ج- سلطنت گرايي ( monarchianism)

اين اعتقاد كه در ابتدا به بدعت گنوسي مشهور شد و امروزه هم در ميان برخي از مسيحان طرفداراني دارد به بدعت سلطنت گرايي مشهور است آنها هر چند كه پدر و پسر را خدا ميدانند ولي آنها را در درجه پايينتر و به عنوان خداي كوچكتر قبول دارند در حالي كه عمده مسيحيان قائل به تساوي بين سه شخصيت تثلیثي در الوهيت هستند اريجن (185- 255) نيز معتقد بود به همان مفهومي كه پدر خداست و پسر خدا نيست و ترتوليان مبتكر تثليث هم همين  آموزه را گسترش ميداد .

 

د- توحيد گرا ها (یونیتاریسم)

 

اين دكترين كه امروزه طرفداران بسياري پيدا كرده و با شدت هر چه تمام تر از طرف كليسا هاي سنتي مورد حمله قرار ميگيرد و فرقه هاي از مسيحيت مانند شاهدان يهوه پيرو اين انديشه هستند و در تاريخ مسيحيت نيز الهي داناني چون آريوس پيرو اين نظريه بودند و فرقه ابيوني هم در قرون اوليه ميلادي چنين اعتقادي داشتند .

ايشان معتقدند ما يك خداي واحد حقيقي بيش نداريم و عيسي مسيح يك انسان است البته انساني كه نظير ندارد و يك مخلوق كامل است ولی این مخلوق با مخلوقات دیگر متمایز است در عالم ازل اولین مخلوقی بوده که خداوند خلق فرموده.

 

کالبد شکافی تثلیث: (قسمت چهارم)

 

معناي تثليث

یا بهتر است بگوییم تثلیث از نگاه تثلیث

مهمترين متن اعتقادي مسيحيان در باره تثليث اعتقاد نامه نيقيه است چنانكه توضيح داديم اين اعتقاد نامه در سال 325. م در شهر نيقيه تصويب شد و در شوراي قسطنطنيه اصلاحيه اي به آن افزوده شد .

متن كامل  اعتقاد نامه نيقيه- قسطنطنيه بدين شرح است :

من ايمان دارم به خداي واحد، پدر قادر مطلق و خالق آسمان و زمين و همه چيز ديدني و ناديدني و من ايمان دارم به يك خداوند، عيسي مسيح پسر يگانه خدا، مولود جاوداني از پدر ، خدا از خدا ، نور از نور ، خداي حقيقي از خداي حقيقي ، كه مولود است نه مخلوق ، و او با پدر يك ذات است ، به وسيله او همه چيز وجود يافت و براي نجات ما از آسمان نزول كرد و به قدرت روح القدس از مريم باكره متولد شد و بشر گرديد و به خاطر ما در حكومت پلاطيوس رنج كشيد مصلوب شده و بمرد و مدفون گشت و روز سوم از مردگان برخواست كتب مقدسه را به اتمام رسانيد و به آسمان صعود نموده و به دست راست پدر نشسته است بار ديگر با جلال مي آيد تا زندگان و مردگان را داوري نمايد و سلطنت او را انتها نخواهد بود.
من ايمان دارم به روح القدس خداوند و بخشنده حيات كه از پدر و پسر  صادر ميشود و با پدر و با پسر او را عبادت و تمجيد ميبايد كرد او به وسيله انبيا تكلم كرده است.
و من ايمان دارم به كليساي جامع مقدس رسولان.
و به يك تعميد براي آمرزش گناهان معتقدم .
و قيامت مردگان و حيات عالم آينده را منتظرم .
آمين .

تثليث چه چيزي نيست!

براي توضيح عبارات فوق ابتدا نياز داريم تعاريف اشتباه از تثليث را بيان كنيم تا بتوانيم به طور دقيق تعبيري كه مسيحيان از تثليث دارند را متوجه شويم زيرا وقتي ما تعابير اشتباه را بدانيم راحت تر ميتوانيم معناي صحيح را  بيابيم.

تمثیل اشتباه مثلث

می گویند همانطور که مثلث دارای سه ضلع است تثلیث هم دارای سه ضلع است ، اما این سه ضلع مجموعا یک مثلث واحد را تشکیل می دهند ، خدا نیز از سه شخص تشکیل شده که با هم یک خدای واحد را بوجود می آورند . در وهله ی اول ، این مثال منطقی به نظر می رسد ، اما با تعریفی که از تثلیث شد ، ناسازگار است . در مثلث ، هر ضلع به خودی خود فقط یک "ضلع" است ، نه یک مثلث . اما در تثلیث ، هر شخص (پدر یا پسر یا روح القدس) به تنهایی کاملا ذات الهی دارد و با دو شخص دیگر از نظر ذات الوهی و ابدیت برابرند . در واقع ، سه مثلث داریم که روی هم یک مثلث را بوجود می آورند و این یک راز است .

تمثیل اشتباه آب

برخی دیگر نیز می گویند که يك ليوان آب ، می تواند به سه صورت ظاهر شود ، به صورت آب ، به صورت بخار ، و به صورت یخ . اما در هر سه صورت ، همان یک مولکول وجود دارد . و می گویند خدا نیز طبق صلاحدید خود ، خود را به صورت های مختلف نشان می دهد . این تمثیل نیز نادرست است ، زیرا در اینجا یک آب واحد داریم که "بر حسب شرایط محیطی" به صورت های مختلف ظاهر می شود . آب می تواند تبدیل به بخار یا یخ شود ، یخ و بخار نیز همینطور . اما در تثلیث ، پدر هیچگاه به صورت پسر ظاهر نمی شود ، و روح القدس نیز به همین شکل . این سه شخص هیچگاه تبدیل به یکدیگر نمی شوند . در ضمن ، خدا "بر حسب شرایط" هیچگاه تغییر شکل و صورت نمیدهد و سه شخص الوهی در تثلیث همواره هویت ذاتی خود را حفظ می کنند .

پس تثلیث چیست؟؟؟

                                                             حتما ادامه مطلب

ادامه نوشته

کالبد شکافی تثلیث: (قسمت سوم)

 

شورای نیقیه

 

 

دو طرف نزاع را آریوس اسقف لیبی و آتاناسیوس شاگرد الکساندر اسقف مصر تشکیل میدادند و کنستانتین[1] امپراتور روم «هدفش حفظ ثبات امپراطوریش بوده. ابتدا طی نامه­ای دو طرف نزاع را توبیخ می­کند سعى كرد بين دو طرف آشتى برقرار كند، اما موفق نشد. از نامه‏اى كه او براى دو طرف نزاع نوشته برمى‏آيد كه دغدغه او بيشتر حفظ امپراتورى بوده تا اينكه مشكل الهياتى مسيحيت را حل كند. او در بخشى از نامه خود درباره اين بحث‏ها مى‏گويد:  اينها مسائلى است كه فقط بيكارى محرك آنها است و جز براى حدت ذهن فايده‏اى ندارد.  ولی چون اقداماتش اثر نبخشید برای ثبات امپراطوریش جمعی از اسقفها را به نیقیه فراخواند. 318 نفر از آنها ، در در نيقيه  حضور یافتند آريوس بر آن بود كه تنها "پدر" موجودي ازلي است و "پسر" و "روح القدس" هر دو مخلوق هستند ولي با سايز آفريدگان تمايز دارند و به عبارتي مخلوقي كامل هستند [2]  و اين اعتقاد تمامي كليسا هاي سراسر جهان را فرا گرفته بود[3] 

آتاناسيوس از سر مخالفت با آريوس در آمد و آموزه  عيسي خدايي به شكل رسمي آن را پايه گذاري كرد.او معتقد بود چون نجات تنها كار خداست و از جانبي عيسي نجات دهنده ماست بنا بر اين عيسي بايد خدا باشد [4] مدتها ميان دانشمندان مسيحي و رهبران كليسا درمورد پذيرش نظر آريوس يا آتاناسيوس نزاع و درگيري وجود داشت, و مخالفتهای فراوانی با نمو و توسعة این عقیده که عیسی خداست صورت گرفت. کنستانتین[5] امپراتور روم «هدفش حفظ ثبات امپراطوریش بوده. ابتدا طی نامه­ای دو طرف نزاع را توبیخ می­کند و می­گوید به این­ها مسائلی است که بیکاری محرک آن است و جز برای هدت ذهن فائده­ای ندارد ولی چون نزاع بالا گرفت  برای ثبات امپراطوریش جمعي از  اسقفها را به شهر نیقیه (در تركيه امروزي در حوالي ازمير )  فراخواند. 300  اسقف ، در شوراي  نيقيه  حضور یافتند.پس از روزها بحث و گفتگو و نزاع میان دو جناح طرفدار عیسی خدایی به رهبری اتاناسیوس و جناح مخالف عیسی خدایی به رهبری آریوس اسقف لیبی, سرانجام با دخالت مستقيم كنستانتين امپراطور روم كه هيچ اطلاعات الاهياتي نداشت  ديدگاه آتاناسيوس به مثابه رأي رسمي كليسا پذيرفته شده و بنا گذاشته شد که مسیح به عنوان خدا و همذات با خدا به عنوان اقنوم دوم در کنار خدای پدر به عنوان خدا پرستش شود و کنستانتین امپراطور رم که خود هدایت مستقیم جلسات را به عهده داشت و توانست با نفوذ خود اعتقاد عیسی خدایی را تثبیت كند این امپراتور تعمید نیافته چه نقشی در شورای نیقیه ایفا کرد؟ دایرة المعارف بریتانیکا چنین نقل میکند: ((کنستانتین خود سرپرستی شورا را بعهده گرفت ، بطور فعالانه گفتگوها را هدایت کرد و شخصاً . . . اصل حساس اعتقادنامه ای را که توسط شورا به تصویب رسید و ارتباط مسیح با خدا را ، این که او (هم ذات پدر است) ، مشخص میکرد ، پیشنهاد کرد  . . . همة اسقفان به استثنای دو تن از ترس امپراتور اعتقادنامه را امضا کردند. بسیاری از آنان برخلاف میل خود این کار را کردند.)) [6]  پس از آن کنستانتین حکم حکومتی صادر کرد که مسیحیان مخالف اعتقاد نامه نیقیه از اجتماع کردن منع نمود و و عبادتگاه های آنها را توقیف کرد و جنبش مسیحی که در ابتدا خود قربانی اتهام کفر و بدعت بود اکنون خود مخالفین تثلیث را جست و جو میکرد و شمشیر قیصر را به کار میبرد تا خواسته های خود را بر آنها تحمیل کند [7].


...................................................................................................................................

[1] . کنستانتین مسیحی نبود. از قرار معلوم در اواخر زندگی تغییر کیش داد ، ولی تنها در بستر مرگ بود که تعمید یافت. ”هِنری چَدویک” دربارة او در کتاب کلیسای نوپا میگوید: ((کنستانتین ، مانند پدر خویش ، خورشید شکست ناپذیر را می پرستید؛ . . . تغییر کیش او نباید بعنوان مشاهدة درونی فیض تلقی گردد . . . این تغییر کیش فقط یک امر نظامی بود. درک او از اعتقادات مسیحی به هیچ وجه کامل نبود.)) البته بسياري از مورخين در باره تعميد آخر عمر وي نيز ترديد هايي دارند

[2] . الستر مك كراث ، در آمدي بر الاهيات مسيحي ، ترجمه عيسي ديباج، ص 365 ، انتشارات كتاب روشن

[3] . استوارت اليوت، يگانگي در تثليث ، ص 90

[4] . الستر مك كراث ، در آمدي بر الاهيات مسيحي ، ترجمه عيسي ديباج، ص  336 ، انتشارات كتاب روشن

[5] . کنستانتین مسیحی نبود. از قرار معلوم در اواخر زندگی تغییر کیش داد ، ولی تنها در بستر مرگ بود که تعمید یافت. ”هِنری چَدویک” دربارة او در کتاب کلیسای نوپا میگوید: ((کنستانتین ، مانند پدر خویش ، خورشید شکست ناپذیر را می پرستید؛ . . . تغییر کیش او نباید بعنوان مشاهدة درونی فیض تلقی گردد . . . این تغییر کیش فقط یک امر نظامی بود. درک او از اعتقادات مسیحی به هیچ وجه کامل نبود.)) البته بسياري از مورخين در باره تعميد آخر عمر وي نيز ترديد هايي دارند

[6] . دايره المعارف بريتانيكا ، مدخل كنستانتين

[7] . هاروی کاکس ، مسیحیت ، ترجمه عبد الرحیم سلیمانی اردستانی ، ص 61

 

بقیه در ادامه مطالب

ادامه نوشته

کالبد شکافی تثلیث: (قسمت دوم)

 

سیر پیدایش تثليث

 

مسیحیان اولیه هیچ اعتقادی به تثلیث نداشتند و ایشان مسیح را پیامبر خدا و برگزیده وی میدانستند ابيوني ها مسيحياني متعلق به قرون اوليه مسيحي بودند كه عيسي را صرفا يك انسان معمولي ميدانستند كه پسر مريم است. [1]

 بسیاری معتقدند پولس اولین کسی بود که اعتقاد عیسی خدایی را پایه گذاری کرد و آن را ترویج نمود تا  بتواند خدایی محسوس برای بت پرستانی که عادت به پرستش خدای محسوس داشتند درست کند اما بسياري از محققان كتاب مقدس نيز معتقدند در هیچ کدام از نامه های پولس به طور صریح سخنی از تثلیث و عیسی خدایی نیامده  شايد بتوان ترتوليانس (225.م) را نخستين الهي داني دانست كه باعث شكل گيري واژگان اصطلاحات و واژگان خاص تثليث (trinitas) شد. [2] ترتوليانس در آغاز فردي بت پرست بود كه در دهه سوم زندگي خود به مسيحيت پيوست [3]  تثليثي كه منظور ترتوليانس بود با تثليثي كه امروزه مسيحيان به آن معتقدند متفاوت است و اين آموزه در سالهاي بعد دچار تحول شد و او بين الوهيت پدر و پسر تفاوت قائل بود [4]  ولی باز بدعت ترتولیانس فراگیر نشد و سالها کشمکش بین اندیشمندان مسیحی بر سر الوهیت مسیح وجود داشت. و بسیاری از مسیحیانی بودند که مسیح را تنها برگزیده و پیامبر خدا میدانستند ولی به این دلیل که جامعه مسیحی تحت جفا قرار داشت این کشمکش ها کمتر مورد توجه قرار میگرفت تا اینکه در سال 313 .م کنستانتین امپراطور روم مسیحیان را تحت حمایت قرار داد . در این زمان بود که مناقشه بر سر الوهیت مسیح بالا گرفت و کنستانتین به خاطر یک دست کردن حکومت خود در شهر نیقیه شورایی تشکیل داد تا به این نزاع که میتوانست یک دستی حکومتش را تهدید کند خاتمه دهد

........................................................................................................................

[1] . الستر مك كراث. در امدي بر الاهيات مسيحي . ترجمه عيسي ديباج . ص 362  انتشارات كتاب روشن

[2] . الستر مك كراث ، در آمدي بر الاهيات مسيحي ، ترجمه عيسي ديباج، ص 320 ، انتشارات كتاب روشن

[3] . الستر مك كراث . در امدي بر الاهيات مسيحي . ترجمه عيسي ديباج ص 12  انتشارات كتاب روشن

[4] . استوارت اليوت ، راز تثليث ، ص91 ، انتشارات نور جهان

کالبد شکافی تثلیث: (قسمت اول)

 

تثلیث

 

آيا خداوند به صورت تثليث است ؟

آیا عقل تثلیث را میپزیرد؟

آیا در کتاب مقدس به تثلیث اشاره ای شده است؟

اعتقاد به تثلیث ریشه در کجا دارد؟

اين ها سوالاتي است كه در ذهن هر مسيحي يا هر كسي كه با مسيحيت آشنايي دارد نقش ميبندد ما به اين سوالات خواهيم پرداخت و با استفاده از منابع و متون معتبر مسيحي براي آنها پاسخي مييابيم، از همکاری شما هم در پاسخ به این سوال استقبال میکنیم.

اعتقاد به تثليث, اساس آموزه هاي مسيحيت را ساخته و راز نخستين شمرده مي شود؛ درست همانگونه كه توحيد, بنيان اعتقادي در اسلام به شمار مي آيد. مسيحيان هر كاري را با آن آغاز مي کنند. اولين چيزي که میاموزند همين است که: به نام پدر, پسر و روح القدس.

در آغاز خوردن و هنگام ورود به كليسا و نماز اين عبارت را مي خوانند. هيچ آموزه اي همچون تثليث در جان فرد مسيحي رسوخ نکرده. با اين حال , فهم آن نه تنها بسيار مشكل, بلكه غير ممكن است؛

مسیحیان بر آن هستندكه "تثليث" با حقايق برتر الهي مرتبط است و از همين رو عقل انساني را راهي براي رسيدن به آن نمي باشد. در نتيجه , تثليث به مثابه رازي سرناگشوده باقي مي ماند. آنسلم قديس (1109.م ) وقتي تلاشش در باره فهم تثليث به نتيجه نرسيد به اين گزينه روي آورد كه (fides quaerens intellectum) (( ايمان مي اورم تا بفهمم))[1]

....................................................................................................................
[1] . الستر مك كراث.  در آمدي بر الاهيات مسيحي .ترجمع عيسي ديباج ص 47  انتشارات كتاب روشن

عهد جديد و تثليث

 

در انجيل آياتي وجود دارد كه به صراحت تثليث را نفي ميكند:

۱- بدرستي به شما مي گويم كه پسر هيچ كاري را از پيش خود نمي تواند بكند مگر اينكه ببيند پدر آن را انجام داده است.
۲- و هنگامي كه خضوع همه اشياء براي پسر تمام شد خود پسر خضوع خواهد كرد براي كسي كه همه چيز براي او خضوع ميكنند بخاطر اينكه خدا همه اشياء در همه اشياء باشد.
۳- در حالی که خدا نباید برای هیچ کسی خاضع شود
۴- مسيح به آنها جواب داد و گفت براستي مي گويم که پسر قدرت بر انجام کاري را از پيش خود ندارد مگر اينکه ببيند که پدر آنرا انجام داده است چرا که هر وقت او کاري را انجام دهد همان را پسر انجام مي دهد
۵- اما آن روز و آن ساعت را احدي نمي داند حتي ملائکه آسمان و پسر مگر پدر که او ميداند 
۶- كلامي را كه ميشنويد مال من نيست بلكه متعلق به پدري است كه مرا فرستاده است
۷- مسيح به آنها جواب داد و گفت تعاليم من از من نيست بلکه از از طرف کسي است که مرا فرستاده .
 
..........................................

مطلب آینده

همه چیز در مورد سه‌ فرقه مسیحیت‌ : ارتدوکس‌، کاتولیک‌ و پروتستان

عهد عتيق به صراحت تثليث را نفي ميكند

اياتي در عهد عتيق وجود دارد كه به صراحت تثليث را نفي ميكند :

۱- ای اسرائیل بشنو: یَهوِه خدای ما یَهوِة واحد است. (تثنیه 6: 4)

2- مگرنه من, كه خداوند ازلي و ابدي هستم. ( اشعيا 41 :4)
 
۳- من هستم یَهُوَه خدای تو . . . ترا خدایان دیگر غیر از من نباشد. (خروج 20: 2 ، 3)
 
۴- من یَهُوَه هستم و دیگری نیست و غیر از من خدائی نی. (اشعیا 45: 5)
 
۵- تو که اسمت یَهُوَه میباشد ، بتنهایی بر تمامی زمین متعال هستی.( مزمور 83: 18 )
 
...........................................................
مطلب آینده:
عهد جديد و نفی تثليث

تثلیث ، پاشنه آشیل و مهمترین آموزه مسیحیت ، در اوج تزلزل

اعتقاد به تثليث, اساس آموزه هاي مسيحيت را ساخته و راز نخستين شمرده مي شود؛ درست همانگونه كه توحيد, بنيان اعتقادي در اسلام به شمار مي آيد. مسيحيان هر كاري را با آن آغاز مي کنند. اولين چيزي که میاموزند همين است که: به نام پدر, پسر و روح القدس.
بايد بگويم  كه بر خلاف تصور رايج از آموزه تثليث, مسيحيان به سه خدا اعتقاد ندارند؛ بلكه آنها به خداي يگانه اي ايمان دارند كه از سه شخصیت برخوردار است: پدر و پسر و روح القدس.
باقی در ادامه مطالب
ادامه نوشته

تثلیث ، پاشنه آشیل مسیحیت

اگه یه بچه مسلمان از یه مسیحی بپرسه که چقدر توی کتاب مقدس شما مسیحی ها  از اصول اعتقاداتتون بحث شده چی میگین ؟

دقیق تر بگم یعنی بپرسه که در کتاب مقدس چه مقدار به صراحت  از تثلیث بحث شده و کتاب مقدس اون رو برای پیروان خودش روشن کرده ؟