آریوس در نامه ای به یوسبیوس از ظلم تثلیث گرایان در حق وی شکایت میکند و در نامه خود را کسی معرفی میکند که به وسیله اسقف الکساندر (اسقف اسکندریه مصر و استاد اتاناسیوس)  ظالمانه آزار دیده و میگوید : ((اسقف سر و صدای زیادی در باره ما به راه میاندازد و به سختی ما را آزار میدهد و کاملا بر ضد ماست او ما را به عنوان ملحد از شهر بیرون رانده است زیرا آنچه او آشکارا موعظه میکند ما قبول نداریم)) [1]

پس ازشورای نیقیه ، مناظرات در اینباره ، دهها سال ادامه یافت. آنانی که اعتقاد داشتند عیسی با خدا برابر نیست حتی برای مدتی دوباره مورد حمایت قرار گرفتند.و در شورای اورشلیم که پس از شورای نیقیه برپا شد رای به نفع نظریه آریوس داده شد

 ولی بعدها امپراتور تِئودُسیوس بر ضد آنان حکم کرد. او اعتقادنامة شورای نیقیه را بعنوان معیار برای قلمرو خود قرار داد

با این وجود هیچ یک از اسقفان در نیقیه عقیدة تثلیث را ترویج ندادند. آنان فقط دربارة طبیعت عیسی تصمیم گرفتند ، نه نقش روح القدس.  دير زماني از اين شورا نگذشت كه دو باره نزاع بر سر روح القدس در كليسا آغاز شد و الهي داني به نام مقدونيوس ( macedonius)  الوهيت روح القدس را انكار نمود  و بدين منظور شوراي قسطنطنيه در سال 381   تشكيل  شد و اين اصلاحيه اي به اعتقاد نامه نيقيه افزود  ” من ايمان دارم به روح القدس ، خداوند و بخشنده حيات كه از پدر صادر ميگردد “ [2]

آن شورا موافقت کرد که روح القدس را هم تراز با خدا و مسیح قرار دهد. برای نخستین بار ، تثلیث جهان مسیحیت مورد توجه قرار گرفت.

ولي باز اين متمم همگان را راضي نكرد و كليساي لاتين زبان (كاتوليك) تحت تاثير اگوستين قديس با آن سر مخالف برداشت چون در اين اصلاحيه تاكيد شده بود روح القدس تنها از پدر صادر شده و ايشان معتقد بودند روح القدس بايد از پدر و پسر با هم صادر شود به همين منظور در سال 569 شوراي تولدو را تشكيل دادند باز يك كلمه به اعتقاد نامه نيقيه افزودند ” من ايمان دارم به روح القدس خداوند و بخشنده حيات كه از پدر و پسر صادر ميشود ..“

ولي كليساي يوناني زبان (ارتدكس) به شدت با اين افزوده مخالفت كردند و معتقد بودند روح القدس تنها از پدر صادر شده است [3]  اين مناقشه به مناقشه فيليوك(Filiogue) شهرت يافت

متن كامل  اعتقاد نامه نيقيه- قسطنطنيه بدين شرح است :

من ايمان دارم به خداي واحد، پدر قادر مطلق و خالق آسمان و زمين و همه چيز ديدني و ناديدني
و من ايمان دارم به يك خداوند عيسي مسيح پسر يگانه خدا مولود جاوداني از پدر ، خدا از خدا ، نور از نور ، خداي حقيقي از خداي حقيقي ، كه مولود است نه مخلوق ، و او با پدر يك ذات است ، به وسيله او همه چيز وجود يافت و براي نجات ما از آسمان نزول كرد و به قدرت روح القدس از مريم باكره متولد شد و بشر گرديد و به خاطر ما در حكومت پلاطيوس رنج كشيد مصلوب شده و بمرد و مدفون گشت و روز سوم از مردگان برخواست كتب مقدسه را به اتمام رسانيد و به آسمان صعود نموده و به دست راست پدر نشسته است بار ديگر با جلال مي ايد تا زندگان و مردگان را داوري نمايد و سلطنت او را انتها نخواهد بود
من ايمان دارم به روح القدس خداوند و بخشنده حيات كه از پدر و پسر[4] صادر ميشود و با پدر و با پسر او را عبادت و تمجيد ميبايد كرد او به وسيله انبيا تكلم كرده است
و من ايمان دارم به كليساي جامع مقدس رسولان
و به يك تعميد براي امرزش گناهان معتقدم
و قيامت مردگان و حيات عالم آينده را منتظرم[5]
آمين

 

اين اعتقاد نامه تا امروز به عنوان عقيده رسمي كليسا حضور دارد. پس از آن در سال 451 .م و در شوراي كالسدون, اقرار به تثليث به مثابه آموزه اي تغيير ناپذير شناخته شد, كه هر سخني بر خلاف آن كفر تلقي شده و گوينده به مرگ يا قطع عضو محكوم مي گشت.[6] و در قرن شانزدهم  میکاییل سروتوس کشیش بلژیکی که پزشک حاذقی نیز بود نظریه تثلیث را نپزیرفت و آن را از بدعتهای کلیسا شمرد. وی پس از مطالعه دقیق صحف عهد جدید ملاحظه کرد مسئله تثلیث که بر حسب اعتقاد نامه نیقیه  برای عموم مسیحیان امری مسجل شده بود در آن صحف وجود ندارد و معتقد شد که این عقیده کفر محض و باطل است پس رسال­ای به نام در باب خطاهای تثلیث درسال 1531 منتشر ساخت وی می­گفت مبدأ تثلیث یعنی ایمان به آب و ابن و روح القدس از ابداعات کلیسای کاتولیک است... و عقلاً محال است که از اجرای ثلاثه سه شخصیت خدای واحد ترکیب شود ولی اندکی برنیامد که پیروان کالون هویت او را کشف کردند و در سال 1553طعمه آتش ساختند هر چند او از میان رفت و نابود شد ولی جماعات مسیحی مخالف تثلیث به وجود آمدند که به شدت مورد حمله و تفکیر و عتاب پروتستان­ها و کاتولیک­ها قرار گرفتند[7]

البته امروزه اعتقاد به تثلیث مورد تردیدهای جدی واقع شده است و مسيحيان بسیاری مانند شاهدان يهوه وجود دارند كه تثليث را نميپذيرند 

 و در دایره المعارف کاتولیک آمده است:  « کليساي کاتوليک در قرن دوم صيغه تعميد را بنام مسيح تغيير داده است تا اين کار بنام پدر و پسر و روح القدس انجام شود»[8]

ادموند شانک میگوید: ممکن نيست تثلیث مسيحي اصل تاريخي داشته باشد و حداقل بايد دانست که از کليساي کاتوليک اين نص شکل يافته است.[9]



[1] . schaff and a. wace  Nicene and post-nicene fathers  val.3  (2d series. New york : scridners 1900)  p.41

[2] . استوارت اليوت ، راز تثليث ، ص 79

[3] . همان

[4]. Filiogue در شورای تولدو( Toledo سال 589 به اعتقاد نامه اضافه شد و مورد پذیرش کلیسای شرق(ارتدکس) قرار نگرفت.

[5]. P.Schaffو he creeds of chritendom و Vol.2 cnewyork: harper و 1932 و pp.45.58 و 63.

[6] . آيا بايد به تثليث معتقد باشيم ، ارگان رسمي شاهدان يهوه

[7]. جان بی ناس، تاریخ جامع ادیان، ترجمه علی اصغر حکمت: ص 680.

[8] . دایره المعارف کاتولیک ، (جلد دوم، صـ 236)

[9] . ادموند شانک . مبدا عقيده التعميد.  ص 28