همه چیز در مورد سه فرقه مسیحیت : ارتدوکس، کاتولیک و پروتستان
که اسلامیان و حتی بعضی از خود مسیحیان کلیسا را در معرض انتقاد قرار دادهاند و احترام به حد پرستش را که نسبت به تصاویر و تماثیل مقدس در نمازخانهها معمول میشود، نوعی از بت پرستی میشمارند. از این رو در سال 726 میلادی فرمانی صادر کرد و نصب تصاویر را در کلیساها قدغن فرمود. این اولین قدمی است که در طریقة صورت شکنی در عالم مسیحیت به ظهور پیوست، ولی این عمل واکنش شدیدی، هم در مشرق و هم در مغرب، به وجود آورد. در مشرق امپراتور با نیروی نظامی فرمان خود را اجرا کرد، ولی در شهر رم به واسطة بعد مسافت از اجرا و حکم قیصر سرباز زدند و پاپ جلسة شورای مذهبی تشکیل داد و فتوایی صادر کرد که هر کس بر خلاف احترام صورت و تمثال، در کلیسا باشد، از جرگة اهل ایمان خارج است و در حقیقت پاپ امپراتور را تکفیر کرد. امپراتور در برابر این عمل برای تنبیه پاپ ناحیة سیسیل در جنوب ایتالیا را از حوزة حکومت پاپ خارج ساخت و تحت امر بطرک(1) یونان قرارداد. شمال ایتالیا در آن وقت به تصرف قبایل "لومبارد" درآمده بود و آنها تهیة حمله و فتح شهر روم را میدیدند. از این رو پاپ وضع مشکل و خطرناکی پیدا کرد و ناگزیر از شارل مارتر که در فرانسه لشکر اسلام را شکست داده و شهرت و قدرتی عظیم پیدا کرده بود، استمرار جست. این پادشاه شارلمانی، که نسبت به کلیسا نهایت احترام را رعایت میکرد، اول سال 800 میلادی به روم آمد و در روز عید میلاد مسیح، پاپ لئوسوم تاج امپراتوری را بر سر او نهاده و از آن پس امپراتور مقدس اعلام گردید. این واقعه در حقیقت آغاز انفصال عالم مسیحیت به دو قسمت بود، و چند سال بعد از آن امپراتور روم شرقی (قسطنطنیه) ملقب به لئو پنجم این لقب «مقدس» را برای شارلمانی شناخت و از آن زمان رسماً امپراتوری روم (و بالمال کلیسای روم) به دو قسمت شرقی و غربی منقسم گردید.(2)
ب ـ عامل اعتقادی: جان دربارة اختلافات اعتقادی بین عالمان کلیسا مینویسد:
آوگوستینوس اصلی را تعلیم داد که روح القدس هم از اَب { = پدر }و هم از ابن { = پسر} متساویا منبعث میشود. در سال 589 میلادی شورایی از زعمای کلیسا در اسپانیا تشکیل گردید و متن این اصل را در اعتقاد نامة آتاناسیوسی تحت عنوان و کلمة «فیلیوک»؛ یعنی «ابن» گنجانیدند و اضافه کردند. متکلمان و لاهوتیان کلیسای شرق بر این عمل اعتراض کردند و گفتند: الحاق این کلمه به معنای نفی مصدریت مطلق از ذات باری تعالی است و در حقیت انکار قدرت کامل الاهی میباشد، ولی پیشوایان کلیسای غرب در مبدأ «فیلیوک» همچنان ایستادگی نمودند. این کشمکش کلامی چندین قرن بین دو کلیسا معرکه و جدالی شدید بر پا ساخت تا آن که عاقبت در سال 876 شورایی از روحانیان در شهر قسطنطنیه تشکیل شد، و پاپ را به دو دلیل، یکی فعالیت سیاسی و دیگر علاقهمندی به اصل فیلیوک، محکوم به خطا ساخت. این فتوا در واقع حق حکومت مطلق بر کلیسا را از پاپ سلب کرد. بالاخره جدایی و انفصال نهایی قطعی بین دو کلیسا در سال 1054 میلادی به وقوع پیوست. در آن سال پاپ روم بطرک قسطنطنیه را تکفیر کرد. بطرک نیز پاپ را ملحد [ = کافر] دانست و از آن سال دو شاخة کلیسای کاتولیک و ارتدوکس هر یک راه دیگری برای خود پیش گرفتند و استقلال یافتند.(3)
پی نوشت ها :
1 . به رئیس و روحانى فرقة ارتدوکس، بطرک یا بطریق گفته مى شود؛ از آن در فارسى به خلیفه (شورى سر خلیفه گری) یاد مى گردد.
2 . جان ناس، تاریخ جامع ادیان، علی اصغر حکمت، ص 646 و 645.
3 . همان، ص 647.
اگر اطلاع کاملی راجع به معنای نام این سه فرقه و تفاوت هاشون خواستید ایمیل بدید تا براتون بفرستم
تا به حال شده که دنبال یه لحظه آرامش بگردین