به نام خدای اسلام و مسیحیت

یه رفیق داشتم که مسیحی بود و مهربون.

الان هم دانشگاه درس میخونه و ۲۷ سال  سن داره .

تقریبا میشه گفت که از بچگی با هم بزرگ شدیم ، با اینکه مامان و بابای جفتمون با سینما رفتن ما مخالف بودن ( نمیدونم چرا ولی از همون قدیم هم اعتقاد داشتند که سینما رفتن گناه داره و هنوز هم همینو میگن )  البته بابای سیامک (همین دوستم) میگه دوران جوانیش یه بار سینما رفته و هنوز مزه اش زیر دندونشه و خب دیگه این طوریه دیگه .

کاری نداریم من و سیامک با وجود مخالفت های بابا و مامان میشه گفت علاوه بر اینکه نصف عمرمون رو توی سینمای شهرمون صرف کردیم ، نصف بیشتر سینماهای تهرون رو هم بلدیم و حداقل یه بار توشون تخمه شکستیم .

حقیقتش دیشب تا خود صبح یه ریز با این بهترین رفیق زندگیم که اون مسیحی بود و من مسلمان شده ، کلی کل کل کردیم و از جور و ناجور زندگی برا هم گفتیم ، اما ای کاش داستان به همین جا ختم میشد و این رفاقت تا ابد ادامه میداشت .

اما راستشو بخواید دلم خیلی از رفیقم گرفته و میخوام اتفاق دیشب رو برا شما بگم تا بلکی یه کم ، فقط یه کم دلم آروم بشه .

فکر کنید دو تا رفیق که جونشون رو برا هم میدن مگه میشه که یه شبه این جوری برای همیشه همدیگر رو فراموش کنن ، سیامک از همون بچگی اسمش رو خواهر من بود و همه میگفتن ...

خداییش هم سیامک یه آدم تکمیل و همچی فراهمه که خیلی هم با مرامه اما...

اما وقتی یه چیزی بخواد اتفاق بیافته میافته دیگه .

خواهر من حالا که بزرگ شده دیگه نمیخواد با سیامک ازدواج کنه یعنی حقیقتش اون دوتا همدیگر رو دوست داشتن و هیچ چیزی هم جلوشون نبود تا اینکه من و خواهرم مسلمون شدیم و بد جوری هم با اسلام گره خوردیم ولی این داستان هیچ تغییری در رفاقت من و سیامک نداد تا اینکه سیامک از خواهر من به علت اینکه دین سیامک مسیحیت بود جواب رد شنید البته نه اینکه خواهر من دیگه سیامک رو نخواد بلکه علاوه بر اینکه اونو هنوز هم دوستش داره ولی اسلام آوردن سیامک تنها شرط بله گفتن به سیامک بود که ...

راستشو بخواین یه کم حالم خوب نیست و دیگه نمیتونم ادامه بدم ، هر چند نمیدونم چی شد که تصمیم گرفتم با شما درد دل کنم ، شایدم بعدها از اینکه زندگی خصوصیم رو براتون گفتم بدجوری پشیمون بشم .  هر چند فکر کنم به این فضای باز برای اینکه فریاد بزنم و بگم خدایا از خودم و همه چی بیزارم نیاز دارم ..

راستی شاید حالا دلیل تعطیلی دو ماهه وبم رو که خیلی هم دوستش دارم فهمیده باشین

اینم تقدیم به همه اونایی که دوستشون دارم و دوستم دارن

اندوه من را از من بگیر

 

راستی کامنت ها هم برا این درد و دل بازه  و تایید نمیخواد